2777
2789
عنوان

داستان زندگیم

408 بازدید | 24 پست

هعیییی 

بچه ها جون اگه میخاین ک امشب کلی گریه کنین بیاید میخام داستان زندگیمو بگم بدون هیچ گونه دروغی

من مریم هستم ۱۶ سالم نیست ولی با سن کمی ک دارم بیشتر از خیلی بزرگترا درد کشیدم

معنی حقارت بدبختی آوارگی بیچارگی و کلی چیزای دیگه رو از عمق وجود حس کردم

خداجون ی ارامش خوب بهم بده ک دیگه هیچ نیازی ب محبت دیگران نداشته باشم عاشقتم راسی ۲۸ ام ک تولدمه ازتون انتطار کادو دارما

بگو

منم لایک کن بی زحمت

خوش قلب ترین آدما اونایی ک نگران تاثیر حرفاشون رو قلب بقیه ان... از خودت، خندیدنات، برق چشمات، آرزوهات،ازخوشبخت بودنت مواظبت کن، زندگی ینی همین چیزای خیلی ساده،، امیدوارم اونقدرحالت خوب باشه ک وقتی یکی حالتو پرسیدمثل حافظ بگی:عیش مدام است از لعل دلخواه، کارم ب کام است الحمدلله... 

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

بگو دیگه

خوش قلب ترین آدما اونایی ک نگران تاثیر حرفاشون رو قلب بقیه ان... از خودت، خندیدنات، برق چشمات، آرزوهات،ازخوشبخت بودنت مواظبت کن، زندگی ینی همین چیزای خیلی ساده،، امیدوارم اونقدرحالت خوب باشه ک وقتی یکی حالتو پرسیدمثل حافظ بگی:عیش مدام است از لعل دلخواه، کارم ب کام است الحمدلله... 
😐 وای خدا من پروفایل عوض کردم باز یکی مثل خودم دیدم😬

گلم من اینو خیلی وقته گذاشتم..اکثر کابرا عکسمو که دیدن گفتن شبیه خودمه منم دیگه عوضش نکردم

‏چه می‌دونم،،،منم بار اولیه که دارم زندگی می‌کنم :)

ی دختر خیلی باهوش و بامزه بودم

۳ سالم بود ک ی روز مامانم حالش بد شد ولی بهم گفت ب کسی چیزی نگم

همینجوری بدحالیاش بیشتر میشد تا جایی ک رفتیم دکتر و فهمیدیم ک سرطان داره

تومور مغزی اولین درد زندگیم بود

ی دختر ۳ ساله ک بی مادریو تجربه کرد

مامانم نمرد ولی ۲ سال همش دعوا و آلاخون والاخون و بی سروسامون بودم

یادم نمیره موهای تا کمر مامانمو باس ماشین میکردن ک بتونن عمل کنن و من چقدر گریه میکردم

تا پنج سالگی حال مامانم بد بود همش یزد اصفهان تهران باس میرفتیم یا مامان باابم میرفتن (ماخودمون تو شهر اردکان تو استان یزدیم)

منم خونه عمه عمو خاله مامبزرگام بودم

خلاصع خیلی سختی کشیدم

خداجون ی ارامش خوب بهم بده ک دیگه هیچ نیازی ب محبت دیگران نداشته باشم عاشقتم راسی ۲۸ ام ک تولدمه ازتون انتطار کادو دارما
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
2108