سر در گمم نمیدونم باید چیکار کنم، با هیچکس نمیتونم حرف بزنم چون میدونم اگه به مامانم و خواهرم بگم خیلی غصه میخورن و خودشون هم کم مشکل ندارن، پیش مشاور هم رفتم اما فایده ای نداشت..... حس میکنم کل در ها به روم بستست
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
از دست شوهرم خیلی خستم😔😔 بعد از یک سال و خورده ای عقد تازه چند ماهه که اومدیم سر زندگی خودمون، از قبل عقد هم همو میشناختیم اما شوهرم نسبت به اون موقع ها خیلی عوض شده، خیلی با کاراش خستم میکنه
عزیزم به قول یه روانپزشکی وصال مدفن عشقه کلا اول زندگی یهو همه چی عوض میشه و چون در دسترس شوهری کمتر دیده میشی و برات تحملش سخته اما کم کم بهت وابسته میشه
من تازگی ها سرکار رفتم و یه حقوق ناچیز هم دارم، از وقتی که من رفتم سرکار رفتارش به کلی با من عوض شده، خیلییی توقع داره ازم، توقع کادوهای گرون و چیزای دیگه.....