بچه ها من داداشم 11سالشه خییییییلی عصبیه باخودش حرف میزنه هر دقیقه لباس عوض میکنه بردنش پیش دعا نویس گفتن تو بدنش جن داره چند وقت پیش صبح زود مامانمو بیدار میکنه میگه دستشویی دارم اونموقه داشت اذان میگفت یدفه برمیگرده سرجاش میخوابه مامانم میگه مگه دستشویی نداری میگه میترسم بیام از اذان میترسم