دوستان من ۱۸ سالمه و شوهرم ۲۷ و یه پسر سه ماهه داریم و شغل شوهرم خیاطی مبل هست
همش دوست داره کار کنه حتی جمعه و روزای تعطیلی منو اصلا بیرون نمیبره تا خودم اسرار نکنم و ..... خلاصه هم خودشو هم منو فراموش کرده همه ی فکر و ذکرش شده کار کار کار شبام که میاد خسته خوابش میبره حوصله ی منم نداره دیگه واقعا خسته شدم خیلی دلم گرفته اصلا تا بحال نشده یه بار بگه آماده شو بریم فلان جا 😞 بخدا همش میخاد کار کنه چیکار کنم خیلی ناراحتم ازین وضعیت من دیگه تحمل ندارم ـ