2777
2789
عنوان

مادرشوهر

| مشاهده متن کامل بحث + 245 بازدید | 28 پست

نه نگو والا مال منم حس میکنم فرق میذاره اخه با همسر من قهرند البته شوهرم باهاش قهره اما من گاهی زنگ میزدم الان جوابم رو نمیده الکی بهونه میارن در عوض برادر شوهرم زنش نامزده هر روز اونجاست طبقه پایبم رو هم میخوان بدن اونا در حالی که ما سال ها بی خونه بودیم ندادن به ما

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

مادر شوهر منم همینه فتنه گره عمدا هم این کار رو می کنه دوست داره جاری ها باهم بد باشن خودش مسلط باشه ...

حالا مادرشوهر من همش جلوی من میگه جاریت دختر خوبیه یعنی جلوی خودم بارها شستش ولی باز اینجوری میگه حرصمو درمیاره

قضاوت نکن.تو که از دل مادر شوهرت واقعن خبر نداری.منم ۴ تا داداش دارم.یکیشون با خونه بابام همسایست.هر وقت هر کدوم بریم خونه بابا زنداداش با بچه هاش اونجان.واقعن نه ما ونه پدر ومادرم راضیین.ولی مجبوریم چیزی نگیم چون خیلی زود ناراحت میشه وآبروریزی میکنه

حالا مادرشوهر من همش جلوی من میگه جاریت دختر خوبیه یعنی جلوی خودم بارها شستش ولی باز اینجوری میگه حر ...

منم از فتنه گری های اینجوری بیزارم تا حالا یک بار نشده حرفی از کسی بزنم پیش کسی دیگه گوش میدم بعد یه جوری سعی می کنم بی طرف باشم گناهش خیلی خیلی سنگینه این کار میگن تلی از خار روز قیامت روی شونه ی فتنه گر می گذارند 

قضاوت نکن.تو که از دل مادر شوهرت واقعن خبر نداری.منم ۴ تا داداش دارم.یکیشون با خونه بابام همسایست.هر ...

نه من مشکلم اینه اون کل هفته میاد یبارم زنگ بزن بگو شما آخر هفته بیایید پدرومادر شما بقیه داداشت رو دعوت نمیکنن؟ 

نه من مشکلم اینه اون کل هفته میاد یبارم زنگ بزن بگو شما آخر هفته بیایید پدرومادر شما بقیه داداشت رو ...

فقط به شوهرت بگو که اگر چیزی گفتن خودش جوابشونو بده تو خودتو خراب نکن رفت و امدتو کم کن و رسمی باهاشون برخورد کن

نه من مشکلم اینه اون کل هفته میاد یبارم زنگ بزن بگو شما آخر هفته بیایید پدرومادر شما بقیه داداشت رو ...

چرا دعوت میکنن.ولی این یکی خودش انتظار داره هر مهمونی باید اونم بگن.۷ تا خواهر برادریم.یکی یکی میریم خونه بابام ولی هر دفعه اونم باید باشه با تک تکمون.۳ تا بچه شدیدن فضول داره که هیچکدوممون آسایش نداریم.وقتی میریم خونه بابا به خاطر حضور اونا مجبوریم زود برگردیم خونمون.بلاخره پدر ومادرم پیر شدن زیاد حوصله سروصدا ندارن

عزیزم من طبقه بالای مادر شوهرم هستم مشکلاتش خیلی زیاده الان اگ مث جاریت اونجا زندگی میکردی میگفتس چراانقد بچمو کیبره پایین ب خودش وابسته میکنه .چراهمش انتظار داره هرشب بریم خونش مطمعن باش جاریت علاقه ای نداره هرشب بره خونشون من دلم میخواد مستقل شم و خونمو ببرم ی جا دوراز اینا بااینک مادر شوهرم اصلا بد نیست بنطه خدا ولی مستقل بودن چیز دیگس.یچه جاریت هم شاید چون نوه اول بوده دعوت کرده 

نه من مشکلم اینه اون کل هفته میاد یبارم زنگ بزن بگو شما آخر هفته بیایید پدرومادر شما بقیه داداشت رو ...

خونه پدر مادر رفتن دعوت نمیخادا

یعنی الان مادر شوهرت به جاریت زنگ میزنه هر روز؟ 

میشه برای همه منتظرا صلوات بفرستین؟
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792