گفتم چندماه پیش شوهرم با خانم توشرکت پیام عاشقانه ردوبدل کرده بودن وزندگیم جهنم شد هرروز مون دعوایه وان خانم توشرکتشه وبهش پست دادن ومنم خیلی دعوای سختی کردم دیشب گفت توروخدا ببخش هرکی هرپستی میگیره تو برات مهم نباشه پشتم وایست میخوام از شرکت پولی جور کنم وخونه بخریم فکر زندگیمون باش من یه اشتباهی کردم ببخشم تو دنیایه منی دیروز برات گریه کردم گفتم یه تارموتو نمیدم به دنیاگفت ازم راضی هستی گفتم نه دیشب کلی حرف زد برام گفت فکرتو پاک کن ازاین خانم . به خودت وپسرمون برس زندگیتو بکن منم قول شرف میدم دیگه ارامش رو سلب نکنم حالا من چجور بی خیال بشم