یک ساله ک ازدواج کردم و فاصله خونم تا خونه مادرم نیم ساعته..
ولی مامانم ماهی یبار میاد خونم و هفته ای یبار ی تماس ۵ دقیقه ای باهام میگیره..
حس میکنم دیگه منو فراموش کرده انگار من دخترش نیستم..
تموم وقتشو با داداشم و بچهاش میگذرونه حتی هفته ای یبار ک میرم پیشش بازم پیشم نمیاد..
الان یک هفتس دارم تنها اسباب کشی میکنم حتی ی تماس باهام نگرفته از بس کار کردم فشارم افتاد کارم ب بیمارستان کشید
جای دیگه ای ندارم واسه درددل حتی ب شوهرمم روم نمیشه بگم..چندبار ازم پرسیده مامانت چرا باهات سرده گفتم سرش شلوغه یا مریضه..
دلم داره میترکه..😔😔