به حباب نگران لب یک رود قسم و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت غصه هم می گذردآنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند..لحظه ها عریانند.به تن لحظه خود، جامه اندوه مـپوشان هرگز…!!زندگی ذره کاهیست که کوهش کردیم زندگی نام نکویی ست که خارش کردیم
لاهیجان خوبه من زنذکی کردم ولی خب امکانانش اندازه تهران نیست هواشم نسبتا خنکه جز سه ماه تابستون اما کلا شمال دلتو میزنه بعد یک سال بزای من که اینطوری بود
مرگ تمدن ها زمانی فرا می رسد که بزرگان مردم به پرسش های جدید آن ها پاسخ های کهنه و تکراری می دهند