2789
عنوان

خسته شدم

173 بازدید | 18 پست

به خدا خسته شدم...پسرم پنج ماهشه ..از بعد از زایمانم همش مریضم بدنم حسابی ضعیف شده...

شوهرم حالیش نیست همش میگه خب همه زایمان میکنن تو تنها نیستی...یا میگه بسه دیگه تا کی میخوایی مریض و خسته باشی ...

ضعف جسمی باعث شده حسابی عصبی باشم تا یه چیز بهم میگه دعوا راه میندازم....اصلا دلم نمیخواد باهاش تنها باشم....

از اون طرف خودش همش پی خوشی و رفیق بازی و گشت و گذار من موندم و کلی مریضی و یه بچه ی نق نقو...

هر چند وقت یه بارم مهمونی میگیره و خواهر و برادرشو دعوت میکنه بچه پیش اونا واینمیسه همش گریه میکنه از یه طرف پذیرایی از مهمونا و خسته شدنم و از یه طرفم گریه های پسرم....از پا درم میاره....

از این همه تنهایی خسته شدم....از اینکه درکم نمیکنه ...دلم میخواد نباشه....دیگه دوسش ندارم

مادر بودنم را خیلی دوست دارم ❤دلم ضعف میرود برای دنیایی مادری❤دنیایی که متعلق به خودت نیستی❤همه جا حضور کسی را احساس میکنی❤که آنقدر بی پناه است،که فقط آغوش تو آرامش میکند❤آنقدر کوچک است که دست های تو هدایتش میکند❤آنقدر ضعیف است است که شیره ی جان تو پرورشش میدهد❤مادر بودنم را دوست دارم❤چون به بودنم معنا میدهد❤

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

کاملا قابل درکه شرایطتت. من با اینکه شوهرم رفیق بازی نداشت و مهمون هم نداشتم ولی از دست گریه های بچه کلافه شده بودم هیچ راهی نداری جز تحمل و اینکه حتما قرص اهن و ویتامین دی هم بخور

هیچ وقت فکر نمیکردم انقدر زود کم بیارم...

میدونم باید به خودم برسم خودمو تقویت کنم و پیش مشاور برم تا افسردگیم شدیدتر نشده...

ولی دست و دلم به هیچ کدوم نمیره....

دلم میخواد شوهرم ازم مراقبت کنه،نازمو بکشه،مثل قبل بهم محبت کنه...

به چشمش بیاد این همه صبوری کردن و زحمت کشیدن....

ولی .......  

مادر بودنم را خیلی دوست دارم ❤دلم ضعف میرود برای دنیایی مادری❤دنیایی که متعلق به خودت نیستی❤همه جا حضور کسی را احساس میکنی❤که آنقدر بی پناه است،که فقط آغوش تو آرامش میکند❤آنقدر کوچک است که دست های تو هدایتش میکند❤آنقدر ضعیف است است که شیره ی جان تو پرورشش میدهد❤مادر بودنم را دوست دارم❤چون به بودنم معنا میدهد❤
من ی جا شنیدم مردا هم افسردگی بعد از زایمان زنشون میگیرن ینی افطردگی بعد از بچه دار شدن!

والا قیافش به هر چیزی شبیه الا افسرده ها

مادر بودنم را خیلی دوست دارم ❤دلم ضعف میرود برای دنیایی مادری❤دنیایی که متعلق به خودت نیستی❤همه جا حضور کسی را احساس میکنی❤که آنقدر بی پناه است،که فقط آغوش تو آرامش میکند❤آنقدر کوچک است که دست های تو هدایتش میکند❤آنقدر ضعیف است است که شیره ی جان تو پرورشش میدهد❤مادر بودنم را دوست دارم❤چون به بودنم معنا میدهد❤
کسی را نداری تو بچه داری کمکت کنه. واقعا تنهایی نمیشه غیر ممکنه. باید کمکت کنن

مامان هست خیلی هوامو داره،ولی شوهرم هر چند وقت یه بار باهاش میفته سر لج...هی میگه نذار بچه رو بوس کنه،بغل کنه اینطوری نگیرش اینطوری بگیرش...کلافم میکنه

مادر بودنم را خیلی دوست دارم ❤دلم ضعف میرود برای دنیایی مادری❤دنیایی که متعلق به خودت نیستی❤همه جا حضور کسی را احساس میکنی❤که آنقدر بی پناه است،که فقط آغوش تو آرامش میکند❤آنقدر کوچک است که دست های تو هدایتش میکند❤آنقدر ضعیف است است که شیره ی جان تو پرورشش میدهد❤مادر بودنم را دوست دارم❤چون به بودنم معنا میدهد❤
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

عمل اسکولیوز

h123123 | -11 ثانیه پیش

بچه ها

aramdartanhayi138 | 26 ثانیه پیش
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز