2777
2789
عنوان

ازدست دادن پدرم

806 بازدید | 68 پست

سلام.. خسته نباشیدمن یه خانم 36ساله هستم بیست ساله ازدواج کردم یک پسر19ساله هم دارم.. ماشش خواهرویک برادریم چهارتاازخواهراازدواج کردیم... دوتاشونم بابرادرم مجردن.. یک خواهرزاده هم دارم پسره یکی ازخواهرام ازشوهراولش بچشوگرفت مهریشووحق وحقوقشوبخشید اونوقتابچش یه  ماهش بودپدرمن مسولیت اون بچه روتحویل گرفت که تاعمرداره خودش اون بچه روبزرگ کنه الان اون بچه که پسره 14سالشه پدرم ازپسرخودش بهتربهش میرسیدوبیشتردوسش داشت .. پدرم 65سال داشت الان دوهفتست پدرموازدست دادم پدرم توعمرش یه دکترنرفته بودیه قرص هم نخورده بوداهل کارکردنووزحمت کشیدن بودتواین سن وسال.. واقعن ازنظرجسمی هم سالم بوددیگه نمیدونم چی شدهمش توچهل روز وبیمارستان بستری شدن آخرش زیردیالیزبیرون نیومدوعمرش تموم شد... پدرم تنگی نفس پیداکرده بودخودبخوداینجوری شده بودبردیمش تهران بیمارستان دکترقلب گفتش رگ قلبش گرفته شده بالن وفنرزدن بازش کردن دوهفته توبیمارستان حالش خوب بودمن وخواهرمووبچم توبیمارستان شب وروزباهاش بودیم کنارش بودیم همش ازخدامیخاستم پدرموشفابده وروشناییمونو ازمون نگیره روزی چن بارازپله های طولانیه بیمارستان بالاوپایین میومدمووهمش توراه ازخداشفای بابامومیخاستم.... نذرهم کردم به درگاه خدا..... دکترا گفتن شنبه ترخیصه دیگه همینکه شنبه شدحالش یهوبدشدپاهاش ورم کردتنگی نفسش بیشترشدگفتن کلیه هاشم مشکل پیداکرده بایددیالیزبشه منم رضایت دادم دیالیزبشه چون چاره ای نداشتیم دیگه بردنش واسه دیالیزدیگه اززیردیالیزبیرون نیومد... باورم نشده ونمیشه باباموازدست دادم  من به بابام خیلی بیشترازخواهرام وابسته بودم تاپونزده سالگی پیش بابام میخابیدم حس عجیبی به بابام داشتم همیشه هم دلم واسش میسوخت.. بابام زحمتکش بودازهیچی دریغ نمیکردیتیم بزرگ کردپسرخواهرمومیگم همه ی خونواده به همچین پدری احتیاج داشتیم تنهانون آورخونواده بود ده یازده نفرونون میدادباپول کارگری.. بابام تا65سالگی واسمون زحمت کشید.. فکروخیال داغونم کرده همش میگم کاش نمیزاشتم دیالیزبشه شایداینجوری زنده بودهمش میگم شایددکترااشتباهی تودرمانش کردن هزارتاشایدوبایدمیادسراغم بازم میگم عمردست خداست نمیشدجلوشوگرفت.. موندم توشک ودودلی توروخدایه جوری منوقانع کنیدکه من بتونم قبول کنم خداخودش باباموازم گرفته خداخودش همین اندازه بهش عمرداده میخام یه جوری قانع بشم اگه بفهمم خداوخاست خدابوده شایدیه کم دلم آروم بشه اینجوری قانع بشم........ ممنون کمکم کنید.... 

کاربری جدیدنیستم قبلیموترکوندن... من پرند36هستم.... 

خلاصشو بگو اسی😐

مامان بزرگم همیشع یه داستانیو تعریف میکرد که از مامان بزرگش شنیده بود😊 میگفت روزی روزگاری کدخدای یه دهی به خاستگاری دختر کدخدای دهه کناری پدر عروس میگه من نه چیزی میخام نه چیزی میدم  ور دارین دخترو ببرین😳  توراه عروس سوار بر الاغ میخاست بیفته به دوماد میگن افسارو بگیر نیفته   دومادمیگه مفته بزار بیفته  خلاصه هیچ وقت مفت نباشید    حتی شما خانم خونه دار عزیزم😁

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

پدر شوهره منم ۶۵ سالش بود مرد 

هم مشکل قلبی داشت هم تنفسی هم نقرص آخریاشم دیالیزم شد اما یه سالی میشه فوت کرده 

خدا بیامرزه همه پدرای از دست رفترو از جمله پدر اسی 

خودم و پدرشوهرم 

روحش شاد

براشون فاتحه خوندم

خدایا به اندازه ی مهربونی و بزرگیت شکررررررت که معجزه قشنگی که منتظرش بودیم رو بهمون دادی💜   💜یاجوادالائمه💜یافاطمه معصومه💜یاضامن آهو💜مرررررررسی واسه خواب قشنگ و ضمانت نامه و اشک شوق و ذوق از ته دلی که بهمون هدیه کردین   

عزیرم خدا رحمتش کنه.درکت میکنم پدر من هم مرد خیلی خیلی زحمت کشی بود.تو عمرش یه دکتر نرفته بود و یه قرص نخورده بود یه دفعه حالش بد شد بردیم بیمارستان گفتن تومورمغزی داره.از اول مریضی تا عملش 1 ماه طول کشید.ما هم همیشه میگیم کاش عمل نمیکرد شاید بیشتر زنده میموند😢😢😢خیلی سخته ولی عمر دست خداست کاری نمیشه کرد.خدا به همه پدر و مادرها سلامتی و عمر با عزت بده.

وزن شروع:70/800،وزن اولیه:68،وزن جدید:61/400،وزن 99/2/28: 61،وزن 99/3/11: 60/700،وزن 99/4/8: 58/500،وزن 99/5/5: 57/300،وزن هدف: به هدفم رسیییییییییدم.💪💪💪💪.خواستن توانستن است💪💪💪💪*با تشکر فراوان از الهه جون و سرگروه های عزیز😍😍😍

عزیزم خدا پدرتو رحمت کنه 

عمر دست خداست اگه اونروز قسمت باباتون مرگ بود مطمعن باش ب هر طریقی فوت میکردن اصلا عذاب وجدان نداشته باش اگه هم دیالیز نمیشدن و فوت میکردن باز میگفتی چرا نذاشتم و عذاب وجدان داشتی  خدا بهت صبر بده عزیزم 

اگه اسمم دخی باکلاسه واسه اینه ک فراموش نکنم من زنی بودم ک اوج جوونیمو و شیطنتمو  گذاشتم پای شوهرم چه محبت ها ک نکردم از بهترین لباسها گذشتم از کمترین تا بیشترین خرج گذشتم تا بتونه ب خودش برسه بهترین ماشین خرید مغازه زد من از ارزوهام گذشتم تا ب ارزوهاش رسید 😔 اما جوابم این بود کتک فحش تهمت خیانت و بیرون شدن  از خونم😔 من مادر بودم نتونستم زندگی دخترمو تباه کنم چون پدر خوبی برای دخترم بود نخواستم در حقش ظلم کنم و زندگیش بشه پر از استرس و غم ...دختر من هم پدر میخواست هم مادر پس موندم اماااا شوهرمو از قلبم بیرون کردم الان من یه دخی باکلاسم 😍 انواع لاکارو دارم یه عالمه ماسک و کرم و اسکراپ  انواع لباسا رنگی رنگی یه دختر ژیگول و شیکم یه دختر شاد و خوش رقص دوستای خوب و پایه دور همی و مهمونی من حتی برای خودم کادو هم میخرم  من دیگه از چیزی نگذشتم من خودمو تو محبت کردن ب پای مردی ک لیاقت نداشته بود گم کردم من سخت درگیر شستن و روفتن و شوهر داری و پس انداز بودم خودمو از همه چیز انداخته بودم   ☹️اما الان  این منم یه دختر ک زندگیش واسه خودشو دخترشه😉 ک و ن لق بقیه ک باعث ازارم شدن 😝تنهایی و عشقه 

اخی روح پدرت شاد❤

غم از دست دادن پدر مادر خیلی سخته

من مامانم بعد از فوت مادرش دیگه اون ادم قبلی نشد....

منتظر اتفاقای خوبم.خداجونم مرسی😍آقایون درخواست دوستی ندن😒😒✋🏻✋🏻گول دعانویسایی ک اینجا معرفی میکنن رو نخورررید اینا کلاهبرداررررن خودم سرم کلاه رفته ک میگم اسم یکیشون شبنم سلطانی سنگ سفیدی  هست

خدا صبرت بده عزیزم .

پیمانه عمرشون تا اون موقع بوده  ، شاید و باید  خیلی  واست پیش میاد،  امااا همش دسته خوده خدا بوده   مطمئن باش  اگه عمرشون به دنیا بود حتی با صد جور  درد و مرض دیگه  زنده میموند. 

 واسه  ارامش خودت  و روح پدرت  قران بخون خیرات بده  و مصلحت خدا رو بپذیر🌹

آهای غمی که مثله یه بختک رو سینه من شده ای آواره    از گلوی من  دستاتو بردار، دستاتو بردار  از گلوی من از گلوی من دستاتو بردار ، دستاتو بردار      💔 جای خالیت تو قلبم یه سوراخه عمیقه ،بابایی💔                    
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز