2777
2789
عنوان

دوست شوهرم

592 بازدید | 39 پست

دوست شوهرم از بچگی باهاش بوده و همه کاری واسه هم میکنن

حالا دیشب از یه طریقی فهمیده من دوس ندارم وقت و بی وقت ب شوهرم زنگ بزنه و کار بتراشه

شوهرمم بدقوله مثلا میگه ساعت۱۰ میام اما اگ پای رفیقش بیاد وسط دیگ همه چی ب هم میریزه

حالا امروز ظهر اومد خونمون با من زیاد شوخی میکنه

شروع کرده ب سخنرانی ک زنا ۳ دسته ان و شوهراشونو از بقیه جدا میکنن بعصیا نزدیک میکنن بعضیا هم مابین هستن

آخرشم تو حرفاش ب من فهموند که ما رفیقیم وهروقت مشکلی برامون پیش بیاد زن باید درک کنه

و شوهر تو باید از اول برات جا مینداخت ک ما دوستیم جونم میدیم برا هم 

ک همش زنگ نزنی وقتی پیش منه

یا اگه زیاد زنگ بزنی وقتی با منه یعنی من مزاحمم و ناراحت میشم

یعنی انقد فلسفه بافی برا من کرده پیش شوهرم

الانم با هم رفتن بیرون 

شوهرمم میشنید و موافق حرفاشه!

چی بگم اگه شوهرم اومد

آخه میخوام منطقی حرف بزنم چون حس میکنم دوستش روش زیاده

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

تو دوبل زنگ بزن😁😁

والا

دلش میخاست همش با دوستش باشه غلط کرده تورو گرفته😂😂

تاريك انديشان هميشه سعى مى كنندزنان را در «سياهى» نگه دارند؛آنها از روشن شدن ذهن زن مى ترسند !چون خوب ميدانند اگر زن بداند،به فرزندانش هم ياد ميدهد !

یه دوستم تو داشته باش.تلافی کن.ببینه رفبق بازی چه مزه ایه.

شوهر من مُرده💛💛💛این بار اولی نبود،که توی قلب من میمرد ،اون با نگاهای عجیب کفر منو درمیاورد،هرز میپرید من کشتمش،در فکر کشتن کشتمش،من اون بد لعنتی رو در عشق و نفرت کشتمش،👈شوهرم تو قلب من مرده یعنی خودم کشتمش،امیدوارم خیلی زود واقعا بمیره👉من خیلی آرزو ها داشتم ارزوی داشتن یه زندگی آروم یه خانواده خوشبخت اینکه تو خونمون باهم پشت به پشت با مشکلات روبرو بشیم.آرزوی شنیدن جمله نگران نباش تا ته دنیا باهاتم‌😔آرزوی داشتن دوتا بچه یکی دختر یکی پسر که تو خونمون همیشع صدای خندشون باشه.وقتی شوهرم از سر کار میومد باخنده بریم استقبالش .صدای خوشیمون به آسمون برسه.اما نشد....شوهرم دلش بامن نبود...وقتی من با گریه تو بغلش میگفتم عاشقم باش...اونو تو بغلش میگرفت و میگف بدون تو میمیرم تو عشق منی😢😢😢...وقتی واسه آیندمون خیالپردازی میکردم اونم تو فکر این بود چجوری میتونه اونو دیوونه خودش بکنه ....حالا من موندم و آرزوهایی که شاید دیگه نشه بهشون رسید.منم یه زن جوون با آرزوی یه زندگی معمولی............
و اگه یک زن  تحمل نداره شوهرش جاهای دیگه بره و برا دوستش کمک بده و ...میتونه بره خونه باباش

وااا چه حرفا یعنی چه 

زندگی بزرگترین شوخیه خداست💚💚💚 که ما زیاد جدیش گرفتیم 💜💜💜
الان زنگ بزن بهش بگو زودمیایی خونه😡😡تا رفیقش حالیش بشه اون مرد الان متاهله و بیشتر وقتشو باید بذار ...

الان این راه حل بود عایا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟☹☹☹

بدترین راه ممکن👌

مهربانو جان شوهرم حرفاشو همیشه قبول داشته میدونم الان بُل گرفته چکارکنم


به نطر من فعلا بی تفاوتی 

چون میکی خیلی قبولش داره

الان هرکاری کنی دقیقا جنبه لجبازی میگیره و قطعا شوهرت بدتر میکنه 

ولی سر وقتش حتما حرفتو بزن 


پسر قشنگم خیلی خوش اومدی💕 . امیدوارم عشق اهل بیت(علیهم السلام) همیشه تو دلت باشه 😍
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز