دوست شوهرم از بچگی باهاش بوده و همه کاری واسه هم میکنن
حالا دیشب از یه طریقی فهمیده من دوس ندارم وقت و بی وقت ب شوهرم زنگ بزنه و کار بتراشه
شوهرمم بدقوله مثلا میگه ساعت۱۰ میام اما اگ پای رفیقش بیاد وسط دیگ همه چی ب هم میریزه
حالا امروز ظهر اومد خونمون با من زیاد شوخی میکنه
شروع کرده ب سخنرانی ک زنا ۳ دسته ان و شوهراشونو از بقیه جدا میکنن بعصیا نزدیک میکنن بعضیا هم مابین هستن
آخرشم تو حرفاش ب من فهموند که ما رفیقیم وهروقت مشکلی برامون پیش بیاد زن باید درک کنه
و شوهر تو باید از اول برات جا مینداخت ک ما دوستیم جونم میدیم برا هم
ک همش زنگ نزنی وقتی پیش منه
یا اگه زیاد زنگ بزنی وقتی با منه یعنی من مزاحمم و ناراحت میشم
یعنی انقد فلسفه بافی برا من کرده پیش شوهرم
الانم با هم رفتن بیرون
شوهرمم میشنید و موافق حرفاشه!
چی بگم اگه شوهرم اومد
آخه میخوام منطقی حرف بزنم چون حس میکنم دوستش روش زیاده