شب سالگرد شوهرخالم بوددقیقاساعت10من خوابیدم همون شب ساعت12پسرخالم تصادف میکنه اما مانمیدونستیم قبل اینکه تصادف کنه همون ساعت10-11خواب دیدم خونه بابابزرگم همه لباس مشکی تنشون بود و خونه همسایه عروسی که دوروز بعد بهمون خبردادن تصادف کرده ویک هفته تو کما بود من بعد اینکه فهمیدم 2شب خواب دیدم توبیمارستان بودم ویه خانوم اومد گفت پسرخالت فوت شده منم زنگ زدم گفتن حالش خوبه
شبی که صبحش پسرخالم فوت شد رفتیم بیمارستان همون اتاقی ک توخواب دیدم یه خانومی صب اومد بهمون خبرداد فوت شدن پسرخالمو!
دوهفته قبل مرگ عموم خواب دیدم دخترعموهام جم شدن دارن حلوا میپزن دقیقا همون صحنه تکرار شد توواقعیت
سال پیش دوروز قبل سیل گلستان خواب دیدم سیل بزرگی اومده ووحشتناک ب هرکی گفتم خندید گف خشکسالیه سیل کجا بعد ک اومد همه گفتن بااین خوابت
هرچی دیدم تعبیر شده عینا همون حتی یکبار چیزی توخواب دیدم و سریع گفتم و ازیه حادثه جلوگیری کردم البته اونم خواست خدا بود