دیگه رد دادم انگار سر پناه ندارم هیچ جا جایی ندارم عقد کرده ام نه مامان خودم باهام میسازه و وقتی میرم خونش همش دعوا و اعصاب خوردی نه میتونم زیاد خونه مادرشوهرم اینا بمونم بین زمین و هوا معلقم تا یه سال دیگه هم شرایط عروسی گرفتن نداریم خیلی سختمه خییییلی برام دعا کنید راحت شم...
شوهرمم نمیتونه درس داره ...نمیتونیم تا سالی دیگه 😭
منم با مامانم داعم دعوامونه دیروز سه تا قرص خوردم ک اروم شم چون با داداشم دعوام میشه هوای اونو داره ...فقط رو خودت نزار حرفیم نزن ک دعوا شه من سال دیگه عروسی میکنم
انشالله به زودی زود در این مکان تیکر بارداری نصب میشود.....خدایا من ب بهت ایمان دارم ناامیدم نکن....
عزیزم خیلی سختمه مامان منم متدسفانه خی خودشو مقایسه میکنه تا من دوتا تیکه طلا خریدم وام گرفت طلا خرید اما کوچیک ترین محبتی به من نمیکنه همش مقایسه مقایسه...خوشبحال هر کسی که خانوادش مثل کوه پشتشن
منم با مامانم داعم دعوامونه دیروز سه تا قرص خوردم ک اروم شم چون با داداشم دعوام میشه هوای اونو داره ...
بخدا من دعوا رو هم به جون میخرم بدبختیم اینه وقتی شوهرم میبینه اینجوره منو به زور میاره خونه خودشون منم خونه اونا خیلی بیشتر سختمه هی میخوام نرم و همین باعث بحث بین خودمو شوهرمم میشه با اینکه شوهرم تنها ادم تو زندگیمه که واقعا هوامو داره...