2777
2789
عنوان

شوهر دروغگو

371 بازدید | 36 پست

تقریبا چند روز پیش باهم دعواهون شد من برگشتم خونه پدرم اومد جلو چشم مادر پدرم گفت دیگه دختر شمارو نمیخوام و یه تار موی مادرم رو با هزارتا زن و بچه عوض نمیکنم.گفت ما باهم تفاهم نداریم و از هم جدا میشیم

و نمیخوام ببینمشون

منم همون شب برگشتم خونه و وسایل خودم و بچم رو جمع کردم و رفتم خونه بابام

منتظر بودم درخواست طلاق بده ولی خبری ازش نبود

بعد دوروز با کمال پررویی اومد دنبال بچم بردش و بعد من ناراحت شدم گفتم اون گفته من زن و بچم رو نمیخوام پس حق نداره بیاد بچم رو ببره

دوباره که اومد سراغ بچم مادرم بهش گفت مگه نگفتی بچم و زنم رو نمیخوام الانم دیگه نیا دنبال بچت بزار به نبودت واسه همیشه عادت کنه

و بچه رو بهش نداد پدرم برگشت گفت درسته اون گفت شمارو نمی‌خواد و اون بود که شما رو پس زد ولی تو مثل اون نباش بچه رو بده ببینه

منم چون واقعا قصدم طلاق بود گفتم باخودش اینجور فکر نکنه که من میخوام بچم رو صلاح کنم که بیاد منو ببره پس

گفتم باشه بیاد ببره

دیگه من اصلا خودم رو نشونش نمی‌دادم

دیدم رفت و آمداش زیاد شد تماساش با مادر پدرم که بهانه بچه بیاد مثلا من رو ببینیه

بعد حرف همه جا پیچید

که من برگشتم خونه بابام و همه حق به من میدادن

چون یه مادر داره خدا دشمن هیچکی نکنه

بخدا یعنی عفریته پیشش کم میاره

شوهرمم همیشه پشت مادرشه تا حالا نشده یه بار فقط یه بار پشت من رو بگیره

بعد من همون روز همه رو گذاشتم توبلاک 

اینستا،واتسپ و حتی گوشیم

خودش و خواهراش و مادرش

۱۳روز بود من برگشته بودم وضع روحیمم خوب بود

یه شب بابام گفت شوهرت رو از بلاک بیرون بیار بزار فکرنکنه نارحتی و به خودش بباله منم از بلاک درش آوردم

بعد چند ساعت دیدم زنگ زدمنم هول شدم جواب دادم

حرف زیاد زدیم قول های زیادی به من داد خیلی قول داد

گفت ما اول دوست میشم بعد زن و شوهر

کدوم جا قشنگ باشه با تو میرم

مشروب نمی‌خورم رفیق بازی نمیکنم هر ماه یک میلیون و نیم میریزم حسابت واسه خرجی تو بچه و همش قربون صدقم میرفت.میگفت این مدت همش کارم گریه بوده و تو نباشی من خودمو میکشم و فرار میکنم و آل و بل.و خیییییییییلی قول های دیگه

و من باز خام شدم و فرداش برگشتم


بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.


ولی ای کاش پام می‌شکست گردنم می‌شکست نمی‌رفتم

خیلی اشتباه کردم

همش دروغ بود 

همه قول‌هایی که داد همش دررررروغ بود

بخدا اومدم یه روز خوش ندیدم 

زد زیر همه حرفاش

الان بهم میگه میخوام با دوستام شب برم کوه 

گفتم اومدم تا الان ده بار با دوستان رفتی بیرون و چیزی نگفتم دیگه قبول نمیکنم ماهم تنهاییم 

وقتت رو واسه خانوادت بزار

گفت غلط کردی نه با اونا میرم نه تورو میبرم بیرون

قشنگ صدای شکستن قلبم رو شنیدم


همش بد برخوردی می‌کنه بی محلم می‌کنه 

مثل سگ با من و بچم برخورد می‌کنه

بهمون اهمیت نمیده

فقط من رو واسه رابطه میخواد

خیلی پشیمونم کاش میمردم ولی اون روز برنمیگشنم

خدا سر شاهده فقط بخاطر بچم برگشتم

خودم با خودم عهد کردم که آخرین تلاشم رو بخاطر بچم و زندگیم بکنم ولی خیلی اشتباه کردم

ولی وجدانم راحته چون نهایت تلاشم رو کردم

همش دروغ بود.خوب که نشد هیچی

بدوبدترم شده

خانوادش هم یه زنگ نزدن ببینم من مردم یا زنده

بامن مثل سگ برخورد می‌کنه با اونا مثل پرنسسا

همش قربون صدقشون میره

توروخدا چیکارکنم من

ولی ای کاش پام می‌شکست گردنم می‌شکست نمی‌رفتم خیلی اشتباه کردم همش دروغ بود  همه قول‌هایی که ...

خب چرا اينقد ساده اي عزيز من؟

اون فهميده اگه اقدام به طلاق كنه بايد مهريه بده اول

برگردوندت عذابت بده خودت درخواست طلاق بدي

ولی ای کاش پام می‌شکست گردنم می‌شکست نمی‌رفتم خیلی اشتباه کردم همش دروغ بود  همه قول‌هایی که ...

برگرد خونه بابات و این دفعه محکم باش و اقدام کن ..اونی که غلط کرد ضر زد و زد زیر حرفش اونه .به گوه خوری بندازش ..بچه رم بردار برای خودت 

همش بد برخوردی می‌کنه بی محلم می‌کنه  مثل سگ با من و بچم برخورد می‌کنه بهمون اهمیت نمیده فقط ...

برو مهريه ات رو بذار اجرا، طلاق نه، فقط مهريه. اگه تو خونه اذيتت ميكنه برو خونه بابات. با يك وكيلم مشورت كن

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز