2777
2789
عنوان

شوهرم وای وای😐

666 بازدید | 34 پست

هم‌ دوسش دارم هم دوسش ندارم

انگار بش وابسته ام

هم اخلاقای خوبش قابل ستایشه هم انقد بدی داره ک بتونم خودمو قانع کنم ازش جدا بشم

خسته ام از این زندگی کسالت بار

نمیتوتم‌کنارش خوش باشم

کاش میشد ی جایی تمومش کنم

ن ما ی بچه داریم....کاش میشد حالم خوب شه کاش ی راهی داشت عاشق هم میشدیم کاش ی راهی بود زندگی روبراه شه

همش فکرای بد تو سرمه😐 طلاق و نمیدونم خیانتو اینا

همش تو سرمه ازش جدا شم در حالیکه دارم باش زندگی میکنم


بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

همه یه راه هایی که گفتی رو خودت پیدا کن

میتونی عاشق بشی من تجربه کردم

ولی نمیدونم چطوری برات توضیح بدم

فقط از خدا سلامتی و شادی پدر و مادرم و همسرم و خانواده ام رو میخوام همین. خدایا به خودت سپردمشون🤗

از امروز شروع کن با مهربونی و لطافت باهاش حرف بزن و رفتار کن اونم وقتی ببینه تو مهربونی حتی در مقابل بدی هاش ،از کارش خجالت میکشه و باهات خوب میشه

دیگه سیمکارت ندارم😐 توی تاپیکای سیاسی من دیگه حرف نمیزنم🤐🥺🌺🍃🍃درویشی تهی‌ دست از کنار باغ کریم خان زند عبور می‌کرد. چشمش به شاه افتاد و با دست اشاره ای به او کرد. کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند. کریم خان گفت: «این اشاره های تو برای چه بود؟»درویش گفت: «نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم. آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده؟»کریم خان در حال کشیدن قلیان بود. گفت: «چه می‌خواهی؟»درویش گفت: «همین قلیان، مرا بس است.»چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت. خریدار قلیان کسی نبود جز فردی که می‌خواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد، که از قلیلن خوشش آمد و آن را لایق کریم خان زند دانست. پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد. چند روزی گذشت. درویش جهت تشکر نزد خان رفت. ناگه چشمش به قلیان افتاد و گفت:«نه من کریمم نه تو. کریم فقط خداست، که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش هست.»🍃🌺🍃   امضامو هفته‌ای یکبار بروز میکنم🤗😍
بچه گناه داره جدا نشو اما اگه کاری کرده که در حد خیانت بوده تو هم مثل اون باش الان همه میان منو می ک ...

ن بابا خیانت نکرده میگم وقتی بم بی توجهی میکنه و محبت نمیکنه و باهم دعوا میکنیم😐ی حسی بم میگه حیف من😐باید ازش جدا شم برم با یکی بهتر همش فکرای بد دوسندارم این فکرارو و لی خیلی چن وقته از ازدواجم پشیمونم

از امروز شروع کن با مهربونی و لطافت باهاش حرف بزن و رفتار کن اونم وقتی ببینه تو مهربونی حتی در مقابل ...

خیلی پررو و بی لیاقته دقت کردم هرچی بیشتر باش خوب باشم بیشتر پر توقع میشه😐

از امروز شروع کن با مهربونی و لطافت باهاش حرف بزن و رفتار کن اونم وقتی ببینه تو مهربونی حتی در مقابل ...

البته از حق نگذریم منم ادم عصبی ای هستم یکم بچم داغونم کرده خیلی اذیت میکنخ

همه یه راه هایی که گفتی رو خودت پیدا کن میتونی عاشق بشی من تجربه کردم ولی نمیدونم چطوری برات توضیح ...

تو ضیح بده 😍ب زبون ساده.بخدا زندگیم داره سر هیچی از هم میپاشه 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

کیا مثل منن

kim_manel | 57 ثانیه پیش
2791
2779
2792