دخترم پسرخواهرشوهرمو که یه سالشه خیلی دوست داره همش بغلش میکنه مادرشوهرمم مرتب به دخترم میگه بغلش نکن خودش بزرگ شده ولش کن .. اینقدر تکرار کرد بعد دوساعت واقعا عصبی شدم و از اتاق زدم بیرون ودست دخترمو کشیدم و اوردم تو راه پله و گفتم چرا حرفمو گوش نمیدی مگه نمیگم بغلش نکن و بیشتر از واکنش مادرشوهرم عصبی بودمه اینقدر سخت میگیره و البته از اون عشق پسراست و اهل تبعیض هم هست متاسفانه من هیچ بی احترامی نکردم ..اوردمش بالا خونمون یه ابی زدم دست وصورتم یهو شنیدم مادر شوهرم فوری غذای دخترم و وسایل نقاشیشو گذاشته تو پله ها بااینکه پیره و سخت راه میره ..تعجب کردم ازکارش که خودش اورد گذاشت زود ..کارش معنی داشت؟
هیچ چیز به اندازه شخصیت آدم رو جذاب نمیکنه ...میتونید گلاب صدام بزنید🌹
عزیزم بد برداشت نکن. بهش حق بده اون شاید عصبی شده. منم که خیلی بچه دوستم میگم بچه کوچیک نباید بچه بغل کنه و بچه باید خودش راحت راه بره و بازی کنه. اون طفلی هم چون سنی ازش گذشته یکم خسته شده وسایل بچه راهم اورده که اگه بچه خواست بهش بدی چون شما بچه را بردی .
من جای شما بودم میرفتم از کاری که کرده عکس میگرفتم به شوهرم نشون میدادم تا مدرک داشته باشم بهش اثبات کنم که مادرش دوس نداره ما بریم خونش و دیگه به هیچ عنوان نه خودم نه دخترم نمیرفتیم پیشش اگه کاری داشتم بهش میگم به همون دخترت و نوت بگو بیان برات انجام بدن برای خودت و دخترت شخصیت و ارزش قائل شو عزیزم
اخی.کوچولوئه خوب.احتمالا مادرشوهرت میترسه بچه رو بندازه
من خودم کنارشم مگه میشه مراقبش نباشم کلا زیاده روی میکنه تو محبت به اون نوش من حسودی نمیکنم واقعا ولی خیلی سخت میگیره مثلا نمیزاره پرتش کنیم هوا یا اینجورکارا
هیچ چیز به اندازه شخصیت آدم رو جذاب نمیکنه ...میتونید گلاب صدام بزنید🌹
من خودم کنارشم مگه میشه مراقبش نباشم کلا زیاده روی میکنه تو محبت به اون نوش من حسودی نمیکنم واقعا ول ...
خوب دیگه چون خیلی به اون علاقه داره بیشتر هم نگرانه .الان منوچی بگم مادر شوهرم یه جور رفتار میکنه که دخترم رو علیه خودش کرده .انقدر که فرق میذاره بین دخترم و پسرم.اصرار داره برادرتو باید دوست داشته باشی😑