مامانم و برادرم و خواهرم با زن و شوهرشون فردا میرن مسافرت من به خاطر قهر شوهرم با باجناقش نمیتونم برم خیلی دلم گرفته میبینم میرن من نمیتونم برم همش بغضم میگیره ولی جلو شوهرم هیچی نمیتونم بگم بیشتر عصبی میشه حرف از باجناقش بزنم کلا قاطی میکنه الان دو ساله با خانواده ام جایی نرفتم همه سفرام با خانواده شوهرم بوده بعد دوسال فهمیدم برنامه شمال دارن حرفشو زدم ما هم میایم فهمیدم خواهرم و شوهرش زودتر گفتن دیگه رفتن ما کنسل شد ، شوهرمم منو میبره شهرشون اونجازم اصلا دوست ندارم و حوصله رفتن ندارم همش تنها تو خونم و شوهرم میره به باغاشذسر میزنع یا پیش فامیلاشون سر همین اصلا دوست ندارم برم خیلی دوست داشتم قهر نبودن و ما میرفتیم آنقدر جفتشون کینه از هم دارن حاضر به آشتی نیستن😔