من اکثرا با خانواده شوهرم مسافران الان دو ساله با خانواده خودم هیجا نرفتم بعد دوسال میخواستم باهاشون شمال برم که نمیتونم برم اونم سر اینکه شوهرم با باجناقش قهره و باجناقش زودتر از ما اعلام آمادگی برای سفر کرد و سر همین چون اون هست ما نمبریم مامانم و برادرم و زنش و خواهرم و شوهرش میخوان برن خیلی دوست داشتم ما هم میرفتیم ولی سر قهرشون یه سفر هم با خانوادم نمیتونم برم با قهرشون دارن بین ما دو تا خواهر هم فاصله میندازن همش فکر و خیال میکنم و ناراحتم شوهرم به هیچ وجه حاضر نیست کوتاه بیاد همش هم میگه هر جا باجناقشو ببینه میزنع کلا قاطی کرده و همش رو اعصاب منه😔
ای بابا ایشالا مشکلت حل شه قهر و دعوا خیلی بده اونم خانوادگی
دقیقا حتی سفر مامانم اینا با ناراحتیه که اونا میرن من نیستم مامان با دل خوش نمیره همش هم میگه داره با اخلاقاشون خانواده مارو از هم میپاشن و مارو از هم دور میکنن حاضر نیستم چشمشون تو چشم هم بیفته نمیزارم من و خواهرم خونه هم بریم مگر اینکه خونه مامانم بدون اینکه شوهر من یا اون باشه بتونیم همو ببینیم خیلی اوضاع بدیه