ما با همسایمون دعوا کردیم که مقصر صد در صد اونا بودن حالا بگذریم از کارای خودشون. یه پسر داره کلاس اوله این هر وقت از بالکن ببینه دختر من که ۴ سالشه تو کوچه اس بهش میگه هی برو خونه .هی مگه با تو نیستم برو خونه.دختر منم میترسه.به نظرتون چه جوری با این بچه برخورد کنم.پدر مادرش که دریده ان حرف بزنم میان منو میخورن
با زبون خرش کن .یه بار دیدی بگو ممنون که حواست هست ..خودم مراقبشم .دوست داری بیا کوچه باهاش بازی کن ..اون پسره شاید دوست داره بیاد کوچه بازی کنه اما بلد نیست چطوری بگه
بی محلی کن.به دخترتم یاد بده نسبت بهش بی تفاوت باشه.به هر چیزی ری اکشن نشون ندیم تا بچه هامونم یاد بگیرن.
اول از همه برایت آرزومندم كه عاشق شوی ،و اگر هستی، كسی هم به تو عشق بورزد،و اگر اینگونه نیست، تنهائیت كوتاه باشد،و پس از تنهائیت، نفرت از كسی نیابی.آرزومندم كه اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی كنی.برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی،از جمله دوستان بد و ناپایدار،برخی نادوست، و برخی دوستداركه دست كم یكی در میانشان بی تردید مورد اعتمادت باشد.و چون بدین گونه است،برایت آرزومندم كه دشمن نیز داشته باشی،نه كم و نه زیاد، درست به اندازه،تا گاهی باورهایت رامورد پرسش قرار دهد،كه دست كم یكی از آنها اعتراضش به حق باشد،تا كه زیاده به خودت غرّه نشوی.و نیز آرزومندم مفید باشی نه خیلی غیرضروری،تا در لحظات سخت وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است همین مفید بودن كافی باشدتاتوراسرِپانگهدارد.همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی نه با كسانی كه اشتباهات كوچك میكنندچون این كارِ ساده ای است،بلكه با كسانی كه اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میكنند