2777
2789
عنوان

مادرشوهر....

| مشاهده متن کامل بحث + 549 بازدید | 59 پست
دقیقا دگ میخام فاصله بگیرم ب شوهرمم میگم خونه رو از ته جدا کنه چون بیشتر اوقات کنار همیم

هیچ چیزی جای استقلال رو نمیگیره ، مستأجری صد شرف داره به کاخ مادرشوهر و پدرشوهر، هر موقع میخوای میخوری نمی‌خوای نمی‌خوری کم و زیادشم با خودته، بیرون رفتن و لباس پوشیدن و همه چی ... شوهران کمتر در می‌کنه ، هر چه زودتر اقدام کن واسه خونه مستقل

دوای درد مرا هیچ کس نمی‌داند! فقط بگو به طبیبان دعا کنند مرا

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

هیچ چیزی جای استقلال رو نمیگیره ، مستأجری صد شرف داره به کاخ مادرشوهر و پدرشوهر، هر موقع میخوای میخو ...

اره واقعا همینکه خیلی وقتا صب تا شب نمیبینشون ادم کیف میکنه وقتی پیششونی نمیتونی جوانی کنی هی ازت انتظار دارن

ن بابا ما اگ دعوا کنیم هی ب ما میگه جواب شوهرتو نده 

من تازه با شوهرم نامزد کرده بودم گفتم میرم آرایشگاه شوهرمم اومده بود نهار بخوره بره سرکار شوهرم گفت صبر کن من میبرمت بعد به شوخی گفت حالا امروز و بخاطر من نرو گفتم نه اموزش دارم باید برم با خنده گفت خب من نمیبرمت منم دلم از جای دیگه پر بود گفتم تو بیجا میکنی خودم میرم شوهرم هیچی نگفت ناراحت شد از حرفم من رفتم حیاط دیدم اروم اروم به شوهرم میگه چرا وقتی میبینی دلش پره سربه سرش میزاری پاشو برو دست شو بگیر ببر به بستنی بخر بعد ببرش ارایشگاه شب هم برو دنبالش بیار پیش خودت نزار ناراحت بشه شوهرمم گفت اون بخاطر یه شوخی گفت بیجا میکنی من از دلش دربیارم مادر شوهرم گفت اشکالی نداره اون حوصله نداره دلش برا مادرش تنگ شده تو کوتاه بیا دلخورش نکن شوهرم اومد دستمو گرفت گفت پاشو برو حاضر شد تو ماشین منتظرم بیا بریم من  اومدم اماده بشم مادرشوهرم تا دید شوهرم تو حیاط نیست گفت دخترم ادم به شوهرش نمیگه بیجا میکنی اونموقع ازت دلسرد میشه سعی کن با زبون خوش و با خنده کارتو پیش ببری

خدایا بابت همه چیز شکرت😙
قربونت من بعد ۹ سال تازه دستم اومده چیکار کنم توپ بیوفته تو میدون اونا

خیلی طول میکشه تا بشناسیشون تا چیکار کنی ک بفهمن چی ب چیه انقد باید زرنگ باشی ک همون اول باید کاری ک دلت میخاد بکنی

من تازه با شوهرم نامزد کرده بودم گفتم میرم آرایشگاه شوهرمم اومده بود نهار بخوره بره سرکار شوهرم گفت ...

با حرفش هرجفتمونو اروم کرد و اشتی داد همیشه همینجوری بود دعوا میکردیم طرف پرسش و نمیگرفت مامانمم تو دعوا طرف دامادشه انگار من از بهزیستی اومدم

خدایا بابت همه چیز شکرت😙
من تازه با شوهرم نامزد کرده بودم گفتم میرم آرایشگاه شوهرمم اومده بود نهار بخوره بره سرکار شوهرم گفت ...

فرشتس واقعا خیلی هواشو داشته باش همیشه خوشحالش کن اینجور ادما خیلب کم پیدا میشن خیلی ازمادرشوهرا وقتی عروس میگیرن انگار هَوو اومده سرشون 

خیلی طول میکشه تا بشناسیشون تا چیکار کنی ک بفهمن چی ب چیه انقد باید زرنگ باشی ک همون اول باید کاری ک ...

شما اینکارو بکن جواب میگیری شاید اون با همسرش درگیر شده یا یکی از پسراش 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز