2777
2789

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

از کمر باباش نظاره گر بوده دیگه😐😐🤣🤣🤣🤣

😂😂

💝حافظ کل قران💝اگه سوالی دارین بپرسین در حد توانم کمکتون میکنم 🌹برادر عزیزم(دوست شهید)رضاحاجی زاده +میشه برای شادی روح ایشون صلوات بفرستین😇 آقا جان تمام این سالها که درســـ📖ــــ خواندیم:"دبیر ریاضی" به ما نگفت که حد غربت تو وقتی شیعیانت به گناه⛔️ نزدیک می شوند بی نهایت است"دبیر شیمی" نگفت که اگر عشق و ایمان و معرفت با هم ترکیب شوند ،شرایطــ😍ظهور تو مهیا میشود ✿💠❀💖❀💠✿"دبیر زیست" نگفت که این صدای تپش قلب نیست صدای بی قراری دل برای مهدیست💔..!"دبیر فیزیک" نگفت که جاذبه زمین اشک🥺 های غریبانه توست..نگفت که جاذبه ی زمین🌎 به همان سمتیست که تو هستی"دبیر ادبیات" از عشق مجنون به لیلی ، از غیرت فرهاد گفتـــ😐ــــ ، اما از عشق شیعه به مهدی، از غیرتش به زهرا(س)نگفت...┅┅✿💠❀💖❀💠✿┅┅دبیر تاریخ" نگفت که اماممان امسال سال چندم غربتش است و اینکه نگفتــ😕 غربت اهل بیت علی(ع) از کی شروع شد و تا کی ادامه دارد"دبیر دینی" فقط گفت که انتظار فرجــ از بهترین اعمال👌 است اما نگفت که انتظار فرج یعنی گناه❌ نکنیم و یعنی گناه نکردن از بهترین اعمال اس┅✿💠❀💖❀💠✿┄"دبیر عربی" به ما یاد داد که مهدی اسم خاصی است که تنوین پذیر است!اما نگفت که مهدی خاص ترینـــ🌺اسم خاص است┅✿💠❀💖❀💠✿فدای غربتت آقای‌من🥺😔💔🌱کاش روزی بنویسند✍🏻 به دیواربقیع : کارگران مشغولند به کار احداث ضریح...کاش روزی بنویسند✍🏻 به دیوار بقیع : چند روزی مانده به اتمام ضریح۰۰۰۰۰کاش روزی بنویسند ✍🏻به دیواربقیع : مهدی فاطمه آید، به تماشای ضریح...کاش روزی بنویسند✍🏻 به دیواربقیع : عید امسال، نماز ، صحن بقیع...کاش روزی بنویسند✍🏻 به دیواربقیع : فلش راهنما ⬅️ ، مرقد زهرای شفیع😍😭😔┅✿💠❀💖❀💠✿┅

امدیم خونه چون فرداش داشتیم از ایران میرفتیم تا صبح شوهرم داشت ناخونای مصنوعی دست و پای منو میکند و موهامو باز میکرد😂

مادربزرگ مادرم زن قشنگی نبود اما مردم میگفتن مهره مار داره بعضیام میگفتن ساحره س. همه عاشقش میشدن. مرد و زن. مرید زیاد داشت، خیلی زیاد. هر جا مینشست همه جذبش میشدن. زیاد میدونست. عجیب بود. شوهرش انقدر عاشقش بود‌ که کور شده بود. چشمش فقط “خانوم” رو میدید. زندگی رو به پاش ریخت، جوونیشو ،عشقشو،مالشو. براش دیوان شعری هم گفت. تا “خانوم” غذا نمیخورد او‌ لب به غذا نمیزد تا “خانوم” تایید نمیکرد او هیچ کاری نمیکرد.” خانوم” که مرد دو روز و ده ساعت بعد او‌هم از غصه دنیا رو ترک کرد.............................من دنیا امدم. روزی روی پای پدرم نشسته بودم شیرین زبونی میکردم، پنج سالم بود. “خانوم”طولانی نگاهم کرده بود و به مادرم گفته بود: ساویس مهره مار داره...❄️💎                                      🤍من یک عدد غواصم🏊🏻‍♀️ دنیای زیر آب خیلی قشنگتر از دنیای روی آبه..🖤 🧜🏻‍♀️🐬🐋      امضام زندگیه خودمه.       

ساعت چهار صبح خوابیدیم

چقدرم گرسنه بودیما 

کل خونه رو گشتیم فقط یه جعبه شیرینی پیدا کردیم همشودخوردیم 😂

البته شوهرم یه مقدار ناراحت بودش یه عقده ای از اولش به قصد دعوا اومده بود اخرش هم کاری کرد‌ که دعوا شد...


امدیم خونه چون فرداش داشتیم از ایران میرفتیم تا صبح شوهرم داشت ناخونای مصنوعی دست و پای منو میکند و ...

عاخی،میرفتید ماه عسل؟

توی این روزهایی که زندگی دشوار شده، ملاحظه همدیگه رو بکنیم✨💙
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   بیبیگلیی  |  2 ساعت پیش