تف ب شرفش ک اینقد این خانومو اذیت میکنه مثه گداها باهاش رفتار میکنه اشغال
میدونی اشکال اینجاست که هم اسی عم مادرش خیلی بی سر و زبون هستن،و اون آ قا ازاین شرایط سو استفاده میکنه،آ خه کدوم دختری بعد ازدواج دوباره خانواده ش هزینهء شو متقبل میشه،مگر اینکه داماد دستش خالی باشه و قدر شناس باشه و جبران کنه نه مثل این که سواستفاده گر هست.
وای این چ سگ کثیفیه اشغال هرزه شک نکن داره بهت خیانتم میکنه مطمئن باش وگرنه مردا زنشونو ...
ن انقد خسیسه فک نکنم کسی باهاش باشه چون یمدت تقریبا تا یکماه پیش بدجور بهم گیر میداد ک منو ببره تو همون خونه مجردی ک از برج 9تا عید میگفت اونجاست ی اتاقه پشت نونوایی باز گیر داد ن اونجا نمیشه هتل بگیر ب هیشکدوم اینحرفاش عمل نکردم گفتم. مگ من دوسدخترتم ولم کردی فقط واس رابطه هرچندوقت یبار زنگ. میزنی. دو ماه پیش ی اس داد ب حق همین اذون خدالعنتت کنه( بخاطر رابطه لابد)منم گفتم خودت. منو بدون خرجی ول کردی چ زندگیه فقط بفکر ارضای خودشه اه.یبار پارسال بهم گفت من ازاولم فقط واس رابطه زن گرفتم گفتم رابطه ک باید باشه ولی کنارش بچه و خرجی و مهمون و زندگی همه باهمه. گفت نه. گفتم میخاستی بری صیغه کنی. گفت صیغه خوشم نمیاد. چ پرروعه خب اگ من زندگی بی بچه میخاستم خواستگار عقیم داشتم تیلیادر گفتم نه من بچه میخام ردش کردم این بهم. کلک زد قبل عقد گفت بچه میخاد اهل زندگیه. دروغ گفت.
اخه خیالش راحته دیگ عقد شدم و بخاطر ابرو تحملش میکنم بخدا باباش همون ماه اول ک شهرشون بودم میخاست سرمو. کلاه بذاره گفتم نه مگ میشه ول کرد حرفاشونم با خنده میزنن ک بعدا بگن شوخی بود. شوهرم ب باباش رفته. باز مامانش با کارکشیدن بعد شش ماه ازشهرم رفتم شهرشون سه روز.روز دوم اومده رخت چرک ریخته تو ظرفشویی وای لباسشوییم خرابه( ازاول ک عروسشون شدم خراب بود دکوریه)و دستام درد میکنه. حالا خواهرشوهرمجردمم همون موقع رومبل دراز کشیده جلو تلویزیون مطمئنم اون ب مامانش گفته اینکارو کنه اخه مامانه خ بی زبون بود ک اونم شروع کرد
عزیزم اگه بره سرکار و طلاق نگیره یعنی تااخر عمر نون آور بودن، شوهرم که بقول مردم سایه ش باشه اسمش با ...
راستی بعد عقد فهميدم دادلش بزرگش با زنش اینجوره ینی کارنمیکنه خ کم. گهگداری. زنش کارمنده. دیپلم. ولی حقوقش ماهی 2و خورده ای پارسال گفت بهم. گفت خرج بچه هارو اون میده. بعدا شوهرم با مسخره گفت آره قسطای خونه رو هم اون میده ک چی. شوهرمن ازهمشون بی حیاتره
😢من گفتم بریم تحقیق مامانم. نیومد. منم گفتم. پس بهش میگم نیاد خواستگاری گفت اگ. اس بدی سرموعد ببینم نیومدن از خونه پرتت میکنم بیرون. بعد عقدمم بعد ی هفته اونجا بودم خ اذیتم کردن تا صبح بیداربودم ک. صبح ساکمو جمع کنم برگردم تنهایی شهرم. ولی پشت ندارم مامانم راهم. نمیدادواس همین تحملش کردم خودشم فهمید بدتر کرد