در کنار ساحل قدم میزدم و میخواستم به جایی دیگر بروم که درخشش چیزی از فاصله دور توجهم را به خود جلب کرد. جلوتر رفتم تا به شی درخشان رسیدم. نگاه کردم دیدم یه قوطی نوشابه است، با خودم فکر کردم در زندگی چند بار چیزهای بی ارزش من را فریب داده و من را از مسیر اصلی خودم غافل کرده است و وقتی به آن رسیدم دیدم که چقدر بیهوده بوده است. ولی آیا اگر به سمت آن شی بی ارزش نمیرفتم واقعا میفهمیدم که بی ارزش است یا سالها حسرت آن را میخوردم...؟
متاهل و متعهد 💍تو چشمات سواله یه عالم سوال🎁😍نگاهت پر از آرزوهای خاص♥میدونم تو ذهنت چیا میگذره😍🎲میبینی تو اما کی عاشقتره💏میمونم کنارت درست مثل سایت😚از امروز تا هر روز تا اون بینهایت🌠نمیگیره هیچکس جای خاک پاتو😍نمیمیره این عشق قسم میخورم😍تا روزی که قلبم هنوز میزنه❤😍تا وقتی که جونی توی این تنه😍تو روزای خوب 😃تو روزای بد🙁همیشه باهاتم قسم میخورم💏به بارون نم نم🌧☔به دریا به کوه🌊🗻به این آفرینش🌠 به کشتی نوح⛵به ماه و ستاره 🌙🌟به هفت آسمون🌎به عشقم به عشقی تا مرز جنون🤗به لحظه ی دیدار قسم میخورم👫❣دوباره با تکرار قسم میخورم😇به عهدی که بستیم💒💍به هستم به هستیم قسم میخورم🕋🙏💝
در کنار ساحل قدم میزدم و میخواستم به جایی دیگر بروم که درخشش چیزی از فاصله دور توجهم را به خود جلب کرد. جلوتر رفتم تا به شی درخشان رسیدم. نگاه کردم دیدم یه قوطی نوشابه است، با خودم فکر کردم در زندگی چند بار چیزهای بی ارزش من را فریب داده و من را از مسیر اصلی خودم غافل کرده است و وقتی به آن رسیدم دیدم که چقدر بیهوده بوده است. ولی آیا اگر به سمت آن شی بی ارزش نمیرفتم واقعا میفهمیدم که بی ارزش است یا سالها حسرت آن را میخوردم...؟
متاهل و متعهد 💍تو چشمات سواله یه عالم سوال🎁😍نگاهت پر از آرزوهای خاص♥میدونم تو ذهنت چیا میگذره😍🎲میبینی تو اما کی عاشقتره💏میمونم کنارت درست مثل سایت😚از امروز تا هر روز تا اون بینهایت🌠نمیگیره هیچکس جای خاک پاتو😍نمیمیره این عشق قسم میخورم😍تا روزی که قلبم هنوز میزنه❤😍تا وقتی که جونی توی این تنه😍تو روزای خوب 😃تو روزای بد🙁همیشه باهاتم قسم میخورم💏به بارون نم نم🌧☔به دریا به کوه🌊🗻به این آفرینش🌠 به کشتی نوح⛵به ماه و ستاره 🌙🌟به هفت آسمون🌎به عشقم به عشقی تا مرز جنون🤗به لحظه ی دیدار قسم میخورم👫❣دوباره با تکرار قسم میخورم😇به عهدی که بستیم💒💍به هستم به هستیم قسم میخورم🕋🙏💝
در کنار ساحل قدم میزدم و میخواستم به جایی دیگر بروم که درخشش چیزی از فاصله دور توجهم را به خود جلب کرد. جلوتر رفتم تا به شی درخشان رسیدم. نگاه کردم دیدم یه قوطی نوشابه است، با خودم فکر کردم در زندگی چند بار چیزهای بی ارزش من را فریب داده و من را از مسیر اصلی خودم غافل کرده است و وقتی به آن رسیدم دیدم که چقدر بیهوده بوده است. ولی آیا اگر به سمت آن شی بی ارزش نمیرفتم واقعا میفهمیدم که بی ارزش است یا سالها حسرت آن را میخوردم...؟
در کنار ساحل قدم میزدم و میخواستم به جایی دیگر بروم که درخشش چیزی از فاصله دور توجهم را به خود جلب کرد. جلوتر رفتم تا به شی درخشان رسیدم. نگاه کردم دیدم یه قوطی نوشابه است، با خودم فکر کردم در زندگی چند بار چیزهای بی ارزش من را فریب داده و من را از مسیر اصلی خودم غافل کرده است و وقتی به آن رسیدم دیدم که چقدر بیهوده بوده است. ولی آیا اگر به سمت آن شی بی ارزش نمیرفتم واقعا میفهمیدم که بی ارزش است یا سالها حسرت آن را میخوردم...؟