2777
2789
عنوان

شوهر

| مشاهده متن کامل بحث + 643 بازدید | 68 پست
یه سلامی گنیم به خواهر حسود خخ

به جون عزیزم حسود نیستم 

اینو همه اطرافیانم میدونن

ولی ازاینکه اینجوری شده دلم گرفته و گله مندم..

کوچیک که بودم چند تا زن میومدن دم مدرسه با عنوان معلم حجاب! درباره ترسی حرف میزدن که باید از خدا داشته باشیم ، اینکه تو جهنم خدا چه بلاهایی سرمون میاره و ما باید همیشه مراقب حجاب مون و اگر یک تار مو مون بیرون باشه اون دنیا تک تک تار موهایی که بیرون بوده اویزون میشیم ، اگر ناخن هامون بلند باشه اون دنیا میکشنشون و خلاصه تا سال ها باعث شده بود من از خدایی که اینا برام ساخته بودن بترسم . بزرگ تر که شدم کلاهم رو قاضی کردم و برای خودم خدایی ساختم که دوست دار انسانیت هست نه حجاب و عرف و ... خدایی که اگر از بنده اش ناراحت شده صرفا بخاطر اینه که یه کار غیر انسانی انجام داده نه یه کار غیر دینی. من خدایی رو میپرستم که لایق پرستشه نه خدایی که یه عده نادان و خرافاتی برای میلیون ها ادم ساختند . مادر پدر های اینده برای بچه هاتون خدا رو جوری توصیف کنید که از پرستش اون لذت ببرن نه اینکه همیشه ازش ترس و واهمه داشته باشه❤رفیقِ همیشگیِ من خُداس❣

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

کار بزرگی نیس ولی شاید فکر میکنن باید خانم تر باشن با مجردا نگردن بذار ما هم تجربه اش که کردیم ببینیم دلیلش چیه

بی نیازم از هر نگاهی جزخدا  ... 😊تنها تکیه گاه زندگیم خداست 💝که اگه روش رو ازم برگردونه با مخ خوردم زمین   تمام امیدم اینه که روزای سختم رو میبینه ،صدا زدنامو ،کمک خواستنامو میشنوه ،شکر کردنامو ،تلاشامو  و...خلاصه حواسش شش دونگ جمعمه 💪همیناس که منو از دستی که موقع غرق شدنم سمتم دراز میشه مطمئن می کنه 🌿.

خوب عزیزم 

بعضی ها میخوان و با دل و‌ جون ازدواج میکنم 

ولی بعضی ها هم از سر اجبار ازدواج میکنم 

و بعضی ها عم فقط برای ازادی از خانه وپدر و مادر ازدواج‌میکننند 

ازدواج و شوهر رو کسانی که خیلی تنها و مخدودن میخوان 

گم نمیکنن ولی تو نمیدونی وقتی وارد بحث ازدواج میشی انقد فکرت مشغول و دغدغه هات بسیار میشه که دیگه نمیتونی مثل زمان مجردی باشی یعنی تمام وقتتو شوهرمو خانواده شوهرت و مسایل مربوط به ازدواج میگیره من خودم چندماهه عقد کردم بخاطر همین اینو بهت میگم

بعد ازدواج تا حدودی باید آدمای اطرافتو غربال کنی تا آسیب نبینی

😀چقد جالب..همین ایشون قبل اینکه رابطش بااین اقا ب خوبی

پیش بره برگشت بهم گفت ازبین تمام ادما واسم ثابت شده ای و...

 

کوچیک که بودم چند تا زن میومدن دم مدرسه با عنوان معلم حجاب! درباره ترسی حرف میزدن که باید از خدا داشته باشیم ، اینکه تو جهنم خدا چه بلاهایی سرمون میاره و ما باید همیشه مراقب حجاب مون و اگر یک تار مو مون بیرون باشه اون دنیا تک تک تار موهایی که بیرون بوده اویزون میشیم ، اگر ناخن هامون بلند باشه اون دنیا میکشنشون و خلاصه تا سال ها باعث شده بود من از خدایی که اینا برام ساخته بودن بترسم . بزرگ تر که شدم کلاهم رو قاضی کردم و برای خودم خدایی ساختم که دوست دار انسانیت هست نه حجاب و عرف و ... خدایی که اگر از بنده اش ناراحت شده صرفا بخاطر اینه که یه کار غیر انسانی انجام داده نه یه کار غیر دینی. من خدایی رو میپرستم که لایق پرستشه نه خدایی که یه عده نادان و خرافاتی برای میلیون ها ادم ساختند . مادر پدر های اینده برای بچه هاتون خدا رو جوری توصیف کنید که از پرستش اون لذت ببرن نه اینکه همیشه ازش ترس و واهمه داشته باشه❤رفیقِ همیشگیِ من خُداس❣

والابرامن برعکس من شوهرکرده هی دوستام میگن همه ک مث توخرشانس نیستن شوهرکنن مردم ازکجاشوهرپیدامیکنن چ زرنگن حالاانگارشوهر چی هست اونا حسودی میکنن ک محل نمیذارن ب ادم

فکر میکنن خیلی کار بزرگی کردن میرن تو دل داستان میبینن چیزی نیست بر میگردن سمت دوستان قدیمی &n ...

🙃🙃

واقعا دوسدارم گریه کنم 

من الان ازمادرم فهمیدم فردا عقدشه..

این خیلی زشته..

جالب تر ازهمه اینکه قبل ازاینکه قاطی مرغا بشه همیشه باهم حرف میزدیم میگفتیم وای فلانی منوتو متاهل شدیم اصلا نباید خودمونو بگیریما شوهر چیه و...

کوچیک که بودم چند تا زن میومدن دم مدرسه با عنوان معلم حجاب! درباره ترسی حرف میزدن که باید از خدا داشته باشیم ، اینکه تو جهنم خدا چه بلاهایی سرمون میاره و ما باید همیشه مراقب حجاب مون و اگر یک تار مو مون بیرون باشه اون دنیا تک تک تار موهایی که بیرون بوده اویزون میشیم ، اگر ناخن هامون بلند باشه اون دنیا میکشنشون و خلاصه تا سال ها باعث شده بود من از خدایی که اینا برام ساخته بودن بترسم . بزرگ تر که شدم کلاهم رو قاضی کردم و برای خودم خدایی ساختم که دوست دار انسانیت هست نه حجاب و عرف و ... خدایی که اگر از بنده اش ناراحت شده صرفا بخاطر اینه که یه کار غیر انسانی انجام داده نه یه کار غیر دینی. من خدایی رو میپرستم که لایق پرستشه نه خدایی که یه عده نادان و خرافاتی برای میلیون ها ادم ساختند . مادر پدر های اینده برای بچه هاتون خدا رو جوری توصیف کنید که از پرستش اون لذت ببرن نه اینکه همیشه ازش ترس و واهمه داشته باشه❤رفیقِ همیشگیِ من خُداس❣
ان شاء الله ک خوشبخت شه.. اماپس فردا ک مشکلی پیش اومد ب تو گفت بگو نمیدونم...

انشالله..الانم خودمو اوکی نشون میدم..

تقریبا یک ماهه ازخواستگاریش میگذره..

من هرخریدی میکردم واسش عکس میفدستادم 

ولی یک ماه میگفتم لباس خواستگاریتو ببینم..و نفرستادن😆😆

کوچیک که بودم چند تا زن میومدن دم مدرسه با عنوان معلم حجاب! درباره ترسی حرف میزدن که باید از خدا داشته باشیم ، اینکه تو جهنم خدا چه بلاهایی سرمون میاره و ما باید همیشه مراقب حجاب مون و اگر یک تار مو مون بیرون باشه اون دنیا تک تک تار موهایی که بیرون بوده اویزون میشیم ، اگر ناخن هامون بلند باشه اون دنیا میکشنشون و خلاصه تا سال ها باعث شده بود من از خدایی که اینا برام ساخته بودن بترسم . بزرگ تر که شدم کلاهم رو قاضی کردم و برای خودم خدایی ساختم که دوست دار انسانیت هست نه حجاب و عرف و ... خدایی که اگر از بنده اش ناراحت شده صرفا بخاطر اینه که یه کار غیر انسانی انجام داده نه یه کار غیر دینی. من خدایی رو میپرستم که لایق پرستشه نه خدایی که یه عده نادان و خرافاتی برای میلیون ها ادم ساختند . مادر پدر های اینده برای بچه هاتون خدا رو جوری توصیف کنید که از پرستش اون لذت ببرن نه اینکه همیشه ازش ترس و واهمه داشته باشه❤رفیقِ همیشگیِ من خُداس❣
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز