2777
2789
عنوان

جن ها وجود دارن؟؟

| مشاهده متن کامل بحث + 971 بازدید | 79 پست

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

خیلیا بیماری های روانیشونو ب این چیزا نسبت میدن البته

خواهر من خیلی میدید و صداشونو هم میشنید.😐حالش خیلی بد شد و تحت درمان قرار گرفت.از وقتی خوب شده دیگه نمیبینه.دکتر گفت همش ساخته ی ذهنشه.

و این نیز............بگذرد
خوندمممم منم اونی ک دیدم شبیه گفتهای تو بود اما من ب پاش دقت نکردم اون لحظه سگی هم پارس کرد😰

این مثل ادما رو دوتا پاش راه میرفت

من شب امتحانی بودم و همیشه دم دم های صبح ساعت ۳بیدارمیشدم درس میخوندم یادمه حدود ۵دقیقه زل زده بود بمن و من فقط جیغ میزدم و خانوادم هیچی نمیدیرن

من این روزا ی حال دیگه ای دارم......جهان من لباس تازه میپوشه...‌‌منو تو دیگه تنها نیستیم چون که....خداباما نشسته چای مینوشه.....
خواهر من خیلی میدید و صداشونو هم میشنید.😐حالش خیلی بد شد و تحت درمان قرار گرفت.از وقتی خوب شده دیگه ...

  یکی از فامیلامون باباش آدم خوبی بود وازاین ها که کتاب دعا دارن وجن هارو میبینن، رفت سر کتابای باباش وپیگیر شد، دیگه همش اونا رو میدید داشت روانی میشد 

من اگر نیکم وگر بد تو برو خود راباش
خواهر من خیلی میدید و صداشونو هم میشنید.😐حالش خیلی بد شد و تحت درمان قرار گرفت.از وقتی خوب شده دیگه ...

آره ذهن آدم میتونه خیلی دقیق اینجور چیزارو بسازه 

وقتی از بچگی با این چیزا بزرگ شدیم واضحه هممون توهمشو زدیم 

خیلی واقعی و ترسناکه 

تمام کسانی که سرشون روی گردن خودشون هست رو دوست میدارم  
این مثل ادما رو دوتا پاش راه میرفت من شب امتحانی بودم و همیشه دم دم های صبح ساعت ۳بیدارمیشدم درس می ...

وای چ طولانی بوده واسه تووو

من ندیدم راه بره وایساده بود فقط و تا رو برگردوندم نبود دیگه..

این مثل ادما رو دوتا پاش راه میرفت من شب امتحانی بودم و همیشه دم دم های صبح ساعت ۳بیدارمیشدم درس می ...


  چه وحشتناک 

من اگر نیکم وگر بد تو برو خود راباش
وای چ طولانی بوده واسه تووو من ندیدم راه بره وایساده بود فقط و تا رو برگردوندم نبود دیگه..

اره اخرین باری ک دیدم طولانی بود یکسال کشید تا درست شم حتی حمام و دستشویی با مادرم میرفتم

من این روزا ی حال دیگه ای دارم......جهان من لباس تازه میپوشه...‌‌منو تو دیگه تنها نیستیم چون که....خداباما نشسته چای مینوشه.....
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108