2777
2789
عنوان

جن ها وجود دارن؟؟

| مشاهده متن کامل بحث + 971 بازدید | 79 پست

بله قطعا وجود دارن ولی اجازه ی ورود ب حریم انسانها رو ندارن

در واقع ی پرده ی نامرئی بین انسانها و جنیان خدا قرار داره

اینهایی هم ک میبینی و می شنوی ک با اجنه در ارتباطن خودشون با جادو و کثافت کاری های زیادی خودشون رو وارد زندگیه اونها میکنن

وگرنه اونها راضی نیستن واسه همینه خیلی از همین انسانها آخرش ب جنون کشیده میشن و دیوونه

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

چه شکلین؟

از یاد اوریش مو ب تنم سبخ میشه

اونی ک من دیدم ی موجود دوپا با قد حدود ی متر و چاق و بدنش پره مو بود و پاها و دستاش مثل پای سگ و صورت خیلی وحشتناک

من این روزا ی حال دیگه ای دارم......جهان من لباس تازه میپوشه...‌‌منو تو دیگه تنها نیستیم چون که....خداباما نشسته چای مینوشه.....
هرکی دیده بگه چه شکلی بودن    

این شکلیه👺👹👿👽

 اگه چیزی گفتم ک ناراحت شدی... بگو تا دوباره بگم😊😊اگه از من ناراحتی ب عمم فحش بده (همه ازم میپرسن عمه داری اصلا؟ اره دارم بخدا مادر شوهرمه) 

این کانالو ببین ،یه یری فیلم باحال از جنم هست

دیگه سیمکارت ندارم😐 توی تاپیکای سیاسی من دیگه حرف نمیزنم🤐🥺🌺🍃🍃درویشی تهی‌ دست از کنار باغ کریم خان زند عبور می‌کرد. چشمش به شاه افتاد و با دست اشاره ای به او کرد. کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند. کریم خان گفت: «این اشاره های تو برای چه بود؟»درویش گفت: «نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم. آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده؟»کریم خان در حال کشیدن قلیان بود. گفت: «چه می‌خواهی؟»درویش گفت: «همین قلیان، مرا بس است.»چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت. خریدار قلیان کسی نبود جز فردی که می‌خواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد، که از قلیلن خوشش آمد و آن را لایق کریم خان زند دانست. پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد. چند روزی گذشت. درویش جهت تشکر نزد خان رفت. ناگه چشمش به قلیان افتاد و گفت:«نه من کریمم نه تو. کریم فقط خداست، که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش هست.»🍃🌺🍃   امضامو هفته‌ای یکبار بروز میکنم🤗😍
عزیزم شما جن دیدی من فکر میکنم دیدی ولی میترسی بگی یا نمیخوای باور کنی که دیدی

البته یه روز دم دمای صبح شوهرم سر کار بود چشمامو وا کردم یه سایه آدم کنار میز نشسته بود بلند شد رفت ینی مردم از ترسا بخدا دیدمش 

من اگر نیکم وگر بد تو برو خود راباش
😱😱😱😱😱😱😱😱جنههه؟؟!!

نمیدونم.شایدم توهم بوده😁آخه اسم برادرشوهرم هم شبیه  مخفف اسم منه.پنجره هم باز بود.ممکنه جاریم بوده باشه که شوهرشو صدا کرده😅😅😅😅

و این نیز............بگذرد
پشمام...چطوری؟ اذیتشون نمی کنن؟ باهاشون حرف میزنن؟


من خودم ندیدمشون اما مادربزرگم ،خودمادرم،عمه هام و...

دیدن و حسشون کردن و صداشون و شنیدن 

نه اذیتشون نکردن بی آزارند 

کاربر قدیمی هستم 😎😎 از سال ۱۳۹۵ عضوم ،  به تاریخ این عضویت نگاه نکن 🙄🙄  ۱ بار خودم رفتم و کاربریم و تعلیق کردم ،۱ بارم ترکیدم 😐😂🤦‍♀️
منم دیدم

یه روز تو اشپزخونه احساس کردم شوهرم داره پشت سرم زمزه وار عشقولانه میکنه برگشتم پشت سرم دیدم هیچکی نیست به تمام مقدسات دنیا به خدای اسمونها واضح واضح بود بعد یه ترسی افتاد به دلم بعد سریع به خدا پناه اوردم

بسم الله الرحمن الرحیم.    تمام وجودم پر از یقین شده است.اللهم عجل لولیک الفرج .جهان به سامان نمیشود تا ظهور منجی...(بلندترین ارتفاعی که میتوان از آن سقوط کرد ,چشمان صاحب الزمان است) به کمپین لبیک یا مهدی بپیوندید..در تاپیک شما به میهمانی آقا امام زمان (عج)دعوت شدید.یا حق
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108