بچها منو شوهرم دیروز بحثمون شد فقط بخاطر اینکه پیراهنی ک مامانم براش خریده رو بهش گفتم برا روز عید بپوش پیراهنو پاره کرد و باهام قهره. بعدشم زد چرخ خیاطیمو انداخت روی زمین! همیشه تو یه بشقاب غذا میخوردیم ولی از دیروز جدا جدا میخوریم حتی جای خوابمونم جدا کردم. نمیدونم برم منت کشی یا ن ب نظرتون چیکار کنم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
دوست عزیز اخلاق شوهرت عین شوهر منه اینا دیونه گریشون لحظه ایه منم خیلی مهم بود لباسی که مامانم براش خریده بپوشه خیلی دعوا کردیم به اون نتیجه رسیدم که دارم حساس میکنم ولش کن هرچی میخاد بپاشه بعد بهت بگم منت کشی پایه زندگی سست میکنه نشون میده تو به عزت نفس خودت احترام نمیزاری برو سمتش ولی معمولی برو یه استکان چایی بریز بگو چایی ریختم برات با جملات کوتاه باهاش حرف بزن حالت التماس گونه نباش چون سوژه میشه براش هی ادامه میده تقی به توقی میشه قهر میکنه منتظر میشه تا بری التماس ببین دوست عزیز همه تجربه است بهت گفتم
وا تو چرا منت کشی کنی ؟ تقصیر او بوده تازه باید عذر خواهی کنه چرختو انداخته
ز آتش پنهان عشق هر که شد افروخته * دود نخیزد از او، چون نفس سوخته * دلبر بی خشم و کین، گلبن بی رنگ و بو ست * دلکش پروانه نیست، شمع نیفروخته * در وطن خود گهر، آبله ای بیش نیست * کی به عزیزی رسد، یوسف نفروخته