اگه تاپیکامووخونده باشید میدونید شوهرم رانندگی بلد نیس و خودم رانندگی میکنم ماشینم خودم طلاهامو فروختم و پس انداز و وام گرفتم خریدم
اومدم تفرش خراب شده شهر شوهرم اینا مسافرت
هر روز هر روز منو میذاره خونه با دامادش و مامان و خواهراش میرن تفریح منو میذاره خونه بچه خودمو وبچه خواهراشو نگه دارم
شوهرم راه صافو نمیتونه رانندگی کنهحالا هی دامادش بهش کلید میکنه بیا بریم اینجا بهت یاد بدم
میگم خب میخوای یاد بگیزی خودم بهت یاد میدم
شده راننده ابجی و دوماداش
دامادشم ماشین داره گذاشته تو پارکینگ،ماشین صفر مارو گذاشتن جلو در میرن خزید و بیابون و صحرا....