من سالها با یه پسر مهندس دوست بودم که شراطش عالی بود هردو شاعر بودیم و وتو انجمن های ادبی اشنا شده بودیم کاملا اسرار زندگیشو به من گفته بود وهمیشه درکش میکردم ولی هیچی از عشق وعاشقی حرف نمیزدیم ومثل دوتا دوست معمولی بودیم تا اینکه بعد از سالها زبون باز کردو گفت اگر این مشکلو نداشتم با هیچکس جز تو ازدواج نمیکردم ...
من دیگه بعد از این قضیه دوستی سابقو باهاش نداشتمو واز هم جدا شدیم
الان که ازدواج کردم و بچه دارم میفهمم چقدر کارمدن درست بود😊