2777
2789
عنوان

داستان زندگی

315 بازدید | 16 پست

تو رو خدا کی میدونه داستان زندگی پر بازدید دیشب چی شد؟

اونی که با معلوم ازدواج کرد

تعریف نکنیداااا

اگه هستین اونجا تگم کنید

اگه اسم نویسنده یادتون بگین سرچ کنم

نصفه خوندم ذهنم درگیرهههه

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

معلول

هیچی از متین جدا شد 

با یکی دیگه که شوهر خواهرش معرفی کرد ازدواج کرد رفتن خونه مادربزرگ زندگی کزدن مرده هیچی نداشت زنه مهریه که از متین گرفت رو داد اون ماشین با یه دستگاه برای کار خرید اخرم ماشین افتاد ته دره و دستگاه هم از دست داد 

پسره قبلا با دوتا دختر هم خونه بوده دخترها رو میاره خونش میگه خواهرامم 

تا اینکه زنه شوهرش رو با یکی دخترها درحال س کس میبینه 

باز بهش فرصت میده 

دختر متین رو ازش میگیرن خودش دوباره باردار میشه 

مهدی از پدر زن پول وام میگیره و دست زن رو میگیره و فرار میکنه اصفهان و نمیداره دختره خانوادشو ببینه تا دختره بیماری مقاربتی میگیره به خاطر مهدی و میره پیش خانواده اش 

پدر دختره بهش ارث میرسه مهدی که میفهمه دوباره رابطه اش رو با خانواده زنه درست میکنه

داستان زندگی استارتر نبود ولی واقعی بود. متین حالش خیلی بد میشه و بیمارستان روانی بستریش میکنن و خانواده ش به سهیلا میگن جدا شو هنوز جوونی و... اونم جدا میشه و مدتی بعد بادوست شوهرخواهرش ازدواج میکنه که اونم اهل خیانت بوده و...الان داره باهاش کجدار و مریز زندگی میکنه. هانی پیش خانواده متین هست، الان یه دختر هم به اسم ستاره داره

مرو راهی که با ریگی بلغزی            مشو بیدی که با بادی بلرزی تو را قدر و تو را قیمت، گران است        مکن کاری که یک ارزن نیرزی...
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز