نمیدونم چم شده
به جای ناراحتی خنثی شدم
امشب شب چهلمیه ک قراره ب نیت رسیدن بهش زیارت عاشورا بخونم
ولی...
امروز سر کار یهو دیدم یکی از همکارا با یکی دیگه پچ پچ میکرد میگفت فلانی میخاد بره ی شهره دیگه( جملش پرسشی بود)
برق از کل بدنم پرید
حدود ی ربع قفل بودم انگار
الانم خنثام
از ناراحتی زیاد سر شدم
رسیدنی در کار نیس ک هیچ ، احتمال اینکه بره هم زیاده
این شد نتیجه ختم چهله ی عاشورای من، رفتنش...
۳۹ شب با امید خوندم، امشب با نا امیدی چهلمیشو تمومش میکنم
حالم غیر قابل درک😔