هر دو ازدواج دوممونه. اون زن و پسرش تو تصادف از دست داد من جدا شدم. پسر خالمه
وقتی اومد خواستگاری اصلا به هم نمیخوردیم از این تیپ ها بود که تیشرت تو شلوار میزد تا تهش برید.
از شرایط ازدواجم درست کردن لباسش مهمترین چیز بود.
خونه مستقل هم خواستم. که قبول کرد. حالا خودش میگه تو لباس پوشیدن یادم دادی و زندگی مستقل چقدر خوبه و هزار تا چیز دیگه.
در آمدش بالا نیست من شاغلم ماهانه مامانم ۲۰۰ به پسرم پول تو جیبی میده هزینه لباسش بشه. شیر خشک و پوشک هم از وسطها براش میگیرن......