چون دلم میخواد
شوخی کردم بعد سحر تو اون یکیاتاق کهنماز خوندم همونجاباچادرپایمهر خوابم برد.خواب محل کارم ودوستامو دیدم (دلم خیلی براشون تنگ شده زایشگاه کار میکردم والان بیکارم😪)
بعدم یهو دیسوییم گرفت بیدار شدم .الان باز اومدم تو تخت ولی بابام نمیذاره بخوابم میگه خجالت بکش یه جوون انقدر نمیخوابه.خودش تازه از پیاده روی اوده روزه هم هست😒