کاش برگردم به اون روز که مامان بابام به زور فرستادنم تحربی . غلط کنم گوش بدم ب حرفشون
واقعا دیگه خستم
خیلی بی عرضه ام
قبل فروردین خودمو کشتم اونهمه خوندم بعدش ول کردم زحماتم ب باد رف
به فکر پاس کردنم
درس ها رو میبینم حالم بد میشه. متنفرم از خودم
دیگه هیچی دلم نمیخواد. فقط دنبال اینم چجوری باید بمیرم. من که نمیتونم زندگی کنم
روزی هزار بار از به خدا التماس میکنم منو بکشه ولی هنوز زندم
تهش که هیچی نمیشم