2777
2789
عنوان

امشب مطمئن شدم باید جداشم

255 بازدید | 11 پست

من دوساله دچار حمله های پانیک شدم متاسفانه امشب دوباره خونه مادر بزرگم اینجوری شدم و باید از محیط دور میشدم تا خوب بشم به شوهرم گفتم بریم خونه منو آورد خونه و مثل همیشه عصبی شد و هرچی بهش میگم این موقع ها دوست دارم بهم آرامش بدی ولی دریغ از یه ذره درک همش میگه یعنی چی من نمیفهممت دیوونه شدی باید بستری بشی یعنی چی که استرس میگیری خیلی بی درکه که حتی نمیتونه یه آدم مریضو درک کنه چه جوری میشه باهاش زندگی کرد

تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی   گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش 

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

میشه بگی چطور میشی منم الان مثلا حالم خوبه ها ولی ی دفعه استرس میاد سراغم نگران میشم بیقرار میشم

همین طوری میشم امشب چون مادربزرگم حالش بد شد اینجوری شدم خیلی میترسم 

تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی   گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش 

همسایه ما هم اینطور بود ولی شوهرش کنارش بود تازه اون موقع نمیدونستن پانیک چیه. واقعا باید از استرس دور باشید میدونم سخته ولی آگه میتونی به رفتارش فکر نکن بی اهمیت باشه برات اینکه خودخوری کنی حالتو بدتر میکنه. الهی همیشه تندرست باشید

همین طوری میشم امشب چون مادربزرگم حالش بد شد اینجوری شدم خیلی میترسم 

نمیدونم برم دکتر یا نه البته من بعد فوت پدربزرگم اینطوری شدم اونموقع تا یک سال فقط شب و روز ترس داشتم جنازشو دیده بود اونموقع نترسیدم ها بعدا از خواب دیدنام شروع شد رفتم دکتر بعد دوسال خوب شدم ولی بعد اون هر از گاهی اینطوری میشم

بهترین نیستم اما خودمم😍
میشه بگی چطور میشی منم الان مثلا حالم خوبه ها ولی ی دفعه استرس میاد سراغم نگران میشم بیقرار میشم

ما همسایه مان میگفت حس نفس تنگی و تپش قلب شدید میگیره یعنی فقط استرس ساده نبود دکتر قلب رفتن گفته بود تو جوون و سالمی مشکلت قلبی نیست. بعدا فهمیدن پانیکه

ما همسایه مان میگفت حس نفس تنگی و تپش قلب شدید میگیره یعنی فقط استرس ساده نبود دکتر قلب رفتن گفته بو ...

من  چندسال پیش اینطوری میشدم فقط می ترسیدم تپش قلب داشتم نمیتونستم  نفس بکشم پتو رو میخاستم فقط بکشم تو تاریکی بمونم

بهترین نیستم اما خودمم😍

عزیزم حال شما رو درک میکنم و از اینکه احساس میکنی همسرت باهات همدردی نکرده ،متاسفم

اگر تحت نظر پزشگ متخصص هستی،دفعه بعد که ویزیت میشی،همسرت رو با خودت ببر و از دکترت بخواه که براشون شرایط شما رو توضیح بده ،خصوصا اینکه اینطور مواقع هر چی اطرافیان با شما همکاری کنن و شما رو تحریک نکنن،زودتر اروم میشی

امیدوارم همیشه سالم باشی

مطالب روانشناسی در پیج من در اینستاگرام، bemazis@
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز