میترسم شوهر مو میشناسن خیلی جاها میره تا ماشینی رو بیاره یا بده
من بدتر هستم هر وقت میاد دستاش و میبوسم کلی تشکر میکنم ک سرکار بوده
بدنش و ماساژ میدم
از خواب آروم بلندش میکنم
وقتی میره سر کار میرم دم درب حیاط تا جای ک چشمم ببینه نگاهش میکنم
بعد میام تو زنگ میزنم میگم ترو خدا زودی بیای
یکبار رو حرفش حرف نزدم
چشم بله قربان گو بودم
با خودش شعر میخونه مامان منه عشق منه بلبل منه جیک جیک مستون مه
بماند ک ته سیاست م میتونم مار بشم برم تو آستین