بیشتر اشعار رابعه توسط برادرش معدوم گردید و تعداد کمی که باقی مانده گویای ذوق سرشار او در شعر سرایی است.
عشق او باز اندر آوردم به بند
کوشش بسیار نامد سودمند
عشق دریایی کرانه ناپدید
کی توان کرد شنا ای هوشمند
عشق را خواهی که تا پایان بری
پس بباید ساخت با هر ناپسند
زشت باید دید و انگارید خوب
زهر باید خورد و انگارید قند
توسنی کردم ندانستم همی
کز کشیدن تنگ تر گردد کمند