2777
2789
عنوان

مادربزرگم

113 بازدید | 8 پست

وای خسته شدم دیگه داییم 3ساله پیش فوت شد مادربزرگم از اون موقع دور از جونش خودشو زده به دیوونگی. چند بار دکتر عصاب بردنش عین بچها شده همش باید مامانم بهش کمک کنه حالا امروزم باز میخواد بره دکتر عصاب. مامانمم باید هرجا میرن همراهشون بره پدربزرگم مریض میشه باید بره نمیدونم چرا اینجوری میکنه خب همه ناراحتن کاری هم نمیشه کرد که اصلا سعی نمیکنه خودشو خوب کنه هروقت میری چسبیده به زمین میگه مریضم. وگریه میکنه.برادرشوهرمم فوت شده ولی مادرشوهرم یه بارم پیش اون یکی بچها گریه نمیکنه که اونا ناراحت نشن ولی مادربزرگم هرکی از کوچه هم رد شه پیشش گریه میکنه 

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

مث مامان من، همه بدبختای خونه باباش رو سر مامانم بود😐😭😭

آره واقعا خالم تویه شهر دیگس چندوقت یه بار میاد سرمیزنه ومیره کسی هم ازش توقعی نداره ولی مامانم یه روز نره مامان بزرگم قهرمیکنه میگه تومنو میخوای چیکار با دخترات خوشی

آره واقعا خالم تویه شهر دیگس چندوقت یه بار میاد سرمیزنه ومیره کسی هم ازش توقعی نداره ولی مامانم یه ر ...

دقیقا مثل ما، مامانم همش باید بره کارای خونه مادربزرگم انجلم بده ولی خالم وفتی میاد مثل مهمون میاد و میره تازه مااونحا باشیم غذا و ظرف هارو هم باید منو مامانم بشوریم😐😐😑

دقیقا مثل ما، مامانم همش باید بره کارای خونه مادربزرگم انجلم بده ولی خالم وفتی میاد مثل مهمون میاد و ...

منکه واقعا خسته شدم به مامانمم که میگم نرو چندتا عروس هست توچرا میری میگه پدرومادرمن نمیشه نرم درصورتیکه که اينهمه هم مامانم به کارشون میرسه اصلا مامان بزرگم نمیبینه انگار طلبکاره 

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز