چند سال پیش یکی از دوستام کامل دیده که روحش جدا شده،اونم حسش خیلی خوب بوده ولی یهو یاد بچه هاش میفته میگه خدایا بچه هامو چکار کنم؟
یهو روحش از بالا به شدت برمیگرده به جسمش...
از اون روز نگار یه حالت برزخی براش پیش اومده بود،خیلی چیزها رو پیش بینی میکرد،و اگر گناهی میکرد سریعا مجازات میشد،مثلا میگفت یه بار چادرشو سرش کرده رفته تو کوچه دنبال پسرش،باد زده یه کم چادرش رفته کنار و یه کم از پاش پیدا شده،میگفت تا صبح همون قسمت از پاش مثل آتش میسوخته....
خیلی عذاب کشیده بود اون مدت دیگه چند سالیه ازش خبر ندارم...
خواهرمم یه بار دیده روحش از بدنش جدا شده و دور خونش میچرخیده،حتی جسمشو دیده که پایین خوابیده...
بعد دیگه یادم نیست چی شده بود،فقط وقتیکه روحش برگشته کامل همه چیو یادش بود.....