یادتونه گفتم یه خواستگار دارم خیلی شکاکه قرار شد ۲ماه به هم زمان بدیم برای شناخت چند روز پیش اومد دنبالم بریم بیرون گوشی جدید خریده بود ذوق کردم گفتم ببینم یه دفعه هول شد خواست به خودش مسلط بشه گفت بذار دوربینشو نشون بدم یه عکس اورد میخواست بزنه بعدی یه دفعه دیدم یه دختر بغلش سریع رد کرد گیر دادم تا بالاخره فهمیدم نامزدشه دنیا رو سرم خراب شد