2777
2789
توی قسمت ۲۱ نشون داد کار نکیسا بوده😅

اره دیدم ولی ا نجا ک رستا بیهوش نشده بو  خواست بیهوشش کنه بنظرم اون خالکوبی مال نکیسا نبود 


 اگه میشه برا حال دلم و حاجت رواییم یه صلوات بفرستین ،انشالله همه اتون حاجت روا بشین😍😍😙

دخترا یه تجربه خوب بگم. 😊

من و همسرم سر خرید فرش کلی اختلاف داشتیم تا اینکه یه فروشگاه پیدا کردیم که فرش‌ها رو با پرو مجازی داخل خونه خودمون نشون می‌داد.

از اون بهتر اینکه خرید اقساطی با اسنپ‌پی و دیجی‌پی هم داشت و خیلی راحت سفارش دادیم.

بیشتر از 400 مدل فرش مینیمال و لوکس دارن.

اسم اون فروشگاه فرش زانیس هست.

🔗 اینجا کلیک کن تا مدل‌هاش رو ببینی.

پس کیه فاراب؟ 

نمیدونم من این حس کردم خالکوبی مالنکیسا نبست 

فارابم ک این کار نکرد خبر تداشت ک نکیسا رستا دزدید 

در هم برهم شده فیلمش همه  عاشق هم دیگه شدن معلوم نیست چی ب چیه 

 اگه میشه برا حال دلم و حاجت رواییم یه صلوات بفرستین ،انشالله همه اتون حاجت روا بشین😍😍😙
فاراب کیه این وسط؟!!! 

بهتاش، شوهره مرسده (مرسده هم همونه که بابای آرش عاشقشه)

دیگه سیمکارت ندارم😐 توی تاپیکای سیاسی من دیگه حرف نمیزنم🤐🥺🌺🍃🍃درویشی تهی‌ دست از کنار باغ کریم خان زند عبور می‌کرد. چشمش به شاه افتاد و با دست اشاره ای به او کرد. کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند. کریم خان گفت: «این اشاره های تو برای چه بود؟»درویش گفت: «نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم. آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده؟»کریم خان در حال کشیدن قلیان بود. گفت: «چه می‌خواهی؟»درویش گفت: «همین قلیان، مرا بس است.»چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت. خریدار قلیان کسی نبود جز فردی که می‌خواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد، که از قلیلن خوشش آمد و آن را لایق کریم خان زند دانست. پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد. چند روزی گذشت. درویش جهت تشکر نزد خان رفت. ناگه چشمش به قلیان افتاد و گفت:«نه من کریمم نه تو. کریم فقط خداست، که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش هست.»🍃🌺🍃   امضامو هفته‌ای یکبار بروز میکنم🤗😍
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2828
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز