من دیگه دارم دیوونه میشم مثل عقب مونده ها داریم میشیم ما تو خونه ماشین داریم اما با تاکسی میریم میاییم همه جاری هام ماشین میرونن فقط من عقب موندم چکنم میترسم بزنم به یکی
یبار با شوهرم رفتم رانندگی.خیلی سرم داد زد
اما فقط یبار ماشین روندم اونم تنهایی خواهرم مجبورم کرد برونم قلبم داشت میومد دهنم بعد گفتم زیادم سخت نیستا فقط ترس نمیزاره
بعد گفتم ادامه میدم اما شوهرم گفت نه تنهایی نرو
یروز میبرمت برونی هنوز اون روز نرسیده