تو نمیدونی این نانا (فسقل بچه) چه زوری میگه که 😅😅
البته زور نیستااااا 😉
تو خونه من همبازیشم . و یکی از خواهرزادههام (اگه خونهمون باشن)
هر دقیقه من باید کنارش باشم با هم بازی کنیم و حرف بزنیم . اصلا کاری نداره دارم ناهار میخورم ، شام میخورم 😄
خلاصه که دستمو میگیره میگه عمه بااااا (عمه بیا)
میگه بریم ایتاب (کتابخونه)
میریم اتاقم در کتابخونه رو بازمیکنه با خوشحالی میگه "ایمام" (من تو کتابخونه دو تا کتاب تمبر دارم (واسه داداشمه) توش همه نوع تمبری واسه همه نوع مناسبتا هست . عکسای امام خمینی رو هم دارم بین تمبرا . یک بار بهش گفتم عععع اماااام 😀😀😀 از اون موقع دیگه یاد گرفت اسم امامو . و هر موقع میره سمت کتابخونه میگه ایمام رو نشونش بدم) 😂😂😂
خلاصه که زورگوییهاش از این جنسه . نمیشه هم به حرفش گوش نداد 😍 یه عمه که میگه من دلم میخواد دنیا رو بدم بهش 😂😂😍😍😍😍