من دراز کشیده بودم تو جام ، خواهرزادهم داشت قصه میگفت برام خالهمم داشت آخرین چراغارو خاموش میکرد
همین که قصهش تموم شد خونه به شدت لرزید 😭
خدا رو بینهایت شکر خسارت نداشت ، انقدر دیشب خندیدیم
همه واکنش همدیگه رو واسه هم میگفتیم میخندیدیم
ولی باز خدااااروشکر چیزی نشد