2777
2789
عنوان

ننه و بچا

| مشاهده متن کامل بحث + 107945 بازدید | 18988 پست

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

دومین آهنگی که دانلودش کردمو همیشه تو ماشین بیاد عشششقم گوش میدم    

عجیجججججججججم   

به الف به الف ، الف الله / الف اَلَّه يا هو / هُوَ حَى هُوَ حق هُوَ مولا / هُوَ مولانا هو / يا من لَيسَ اِلّا هو / اَللّهو اَللّهو ...
عجیج عودتی      

وای فیلی دیروز بعد از کار رفتم ملحق شدم به فرشته و خانم داداشم (جایی بودن) 

نانا هم تاحالا بیرون نیومده بود که تو خیابون راه بره و ... 

تو نمی‌دونی چه ققققققققدر خوشحال بود 😄😄😄

تو پیاده رو میدویید واسه خودش اصلا هم برنمیگشت ببینه ماها پشتش هستیم ، نیستیم 😂😂

خو هیچ ذهنیتی هم نداشت از خطرات احتمالی 😅


یه فروشگاه بزرگی هست که خیلی گل‌سر و کش و هدبند و ازین جینگیلی بینگیلیا داره 

صداش کردم گفتم میای بریم اینجا ؟؟؟ 

گفت هوم 😀😀😀 دقیقا همین شکلی 😀 . 😂😂

رفتیم داخل انققققدر ذوق میکرد وسیله‌هارو میدید . سرِ هر میز که میرفت بلند میگف WOOOOOOW 😮😍😄😄😄بهش گفتم نازآفرین هر چی رو دوست داشتی به عمه بگو . گفت اوهوم (باشه رو اینطوری میگه) 

وسیله برمیداشت می‌داد به من میگفت : نِنَ دار (نگه دار) 😂😂

منم هر چی خوشگل بود نشون میدادم دوست که داشت براش برمیداشتم . آخرسرم کیسه‌ی نایلونِ وسیله‌هاشو گفتم بده مامان بذاره کیفش نداد . تا اسنپ سوار شن تو دستش بود 

مامانش رفت از ATM پول بگیره . گفتم مامان اسنپ بگیره برید خونه . مامانش اومد . نازآفرین دویید سمتم خوشحااااال گفت : مانی نَنِنِ (ماشین نگرفت) 🤣🤣🤣


به الف به الف ، الف الله / الف اَلَّه يا هو / هُوَ حَى هُوَ حق هُوَ مولا / هُوَ مولانا هو / يا من لَيسَ اِلّا هو / اَللّهو اَللّهو ...
وای فیلی دیروز بعد از کار رفتم ملحق شدم به فرشته و خانم داداشم (جایی بودن)  نانا هم تاحالا بیر ...

ای مرضضضض نگیری تو با این تعریف کردنت چقققققققققدر خندیدم   خیلی باحال تعریف کردی 

ای ننه جوجوووو چقققققققدر بچم ذوق کرده منم دختر خواهرمو دقیقا عین تو میبردم تو مغازه میگفتم هرررررررررررررررررررچی دوست داری بردار بچچچم هنگ میکرد آخر سر از تو یه مغازه به چه عظمت ازین اکلیلا که تو شیشه بودو یادته ؟ ازونا یه دونه برمیداشت میگفت خاله اینو بخر بچچچچچچچم 

منم دلم میسوخت این اینقدر کم توقعه هررررررررچی رنگ داشت اون اکلیله با کلیییییییی جیجی بیجی براش میخریدم بچچچچچم چشاش برررق میزداااا من عشششق میکردم 

الانم که الانه برای بچه های خواهرو داداشام همیشه یهویی یچیزی میخرم خیلی خوشحالیشون برام با ارزشه اصلا هم فرق ندارن برام هممممشون یدنیا عزیزن برام   

باع...
ای مرضضضض نگیری تو با این تعریف کردنت چقققققققققدر خندیدم   خیلی باحال تعریف کردی  ای ن ...

وای آره اونارو یادمه 😍😍😄😄😄

خواهرزاده‌های منم همیننا ! میریم بیرون خودمو میکشم که فلان چیزو بخرم ، اینو میخوای ؟؟؟ هییییییچی !

انقدر که من ذوق دارم براشون بخرم اونام هیچی نمیخوان 😅

اللللبته خواهرام گفتن با خاله میرید بیرون هیچی نخواید 

اونسری که با فندوق قهر کردم ! خواراکی هم نذاشت براش بخرم توله 😂

ولی خب منم مثل تو براشون میخرم میدم . اینطوری تو عمل انجام شده قرار میگیرن 😁😁😁


به الف به الف ، الف الله / الف اَلَّه يا هو / هُوَ حَى هُوَ حق هُوَ مولا / هُوَ مولانا هو / يا من لَيسَ اِلّا هو / اَللّهو اَللّهو ...

حالا منِ خنگولم تو فروشگاه اصن حوااااااسم نبود که خانم داداشمو تعارف کنم چیزی برداره !!! بنده خدا یه کلیپس برداشته بود . گفتم وااااای ببخشید من اصلا حواسم نبوووود 😣 این وروجک حسابی حواسمو کامل پرت کرد 


تاحالا بااهاش بیرون نرفته بودم اونطوری . 

دلم میخواد ببرمش فروشگاه اسباب بازی   

و حتما هم میبرمش 💪 ان‌شاءالله 😍

به الف به الف ، الف الله / الف اَلَّه يا هو / هُوَ حَى هُوَ حق هُوَ مولا / هُوَ مولانا هو / يا من لَيسَ اِلّا هو / اَللّهو اَللّهو ...
وای آره اونارو یادمه 😍😍😄😄😄 خواهرزاده‌های منم همیننا ! میریم بیرون خودمو میکشم که فلان چیزو بخر ...

اره خواهر منم سفارش کرده بهش همش که خاله هم ازت پرسید چی میخوای تشکر کن بگو هیچی کاثثثثافاااتا نمیزارن من بریز بپاش کنم برا عششششششقام   

باع...
اره خواهر منم سفارش کرده بهش همش که خاله هم ازت پرسید چی میخوای تشکر کن بگو هیچی کاثثثثافاااتا نمیزا ...

😅😅😅😅

به الف به الف ، الف الله / الف اَلَّه يا هو / هُوَ حَى هُوَ حق هُوَ مولا / هُوَ مولانا هو / يا من لَيسَ اِلّا هو / اَللّهو اَللّهو ...
حالا منِ خنگولم تو فروشگاه اصن حوااااااسم نبود که خانم داداشمو تعارف کنم چیزی برداره !!! بنده خدا یه ...

خخخخخ توهم مثه منی ، منم یوقتایی یکارایی میکنم و یا نمیکنم که اگه طرفم منو نشناسه ها حسسسسسسابی ازم دلگیر میشه در صورتیکه من از روی ندونستن و حواسپرتیم بوده   

من بردم دختر خواهرمو یادمه یه عروسک ازین پارچه ای نرررررررررررررما هستن ببعی برداشت الان که خانومی شده برا خودشم هنوز دارتش اسمشو گذاشته نرمک بسسسکه نرمه این ببعیه   

ولی الان تو این وضعیت دیه جرات نداروم همشونا با هم ببروم اسباب بازی فروشی چون قطططططططططعا باید کلیه مو بجا پول اسباب بازیهای اینا بدوم صاحب مغازه   

باع...
خخخخخ توهم مثه منی ، منم یوقتایی یکارایی میکنم و یا نمیکنم که اگه طرفم منو نشناسه ها حسسسسسسابی ازم ...

😅😅😅😅😅

حق داری ! منم بخوام ببرم با فرشته میریم حتما 😂😂

ک .... نم پاره میشه بخواد هر چی دست گذاشت بخرم 🤣🤣🤣🤣

دو ماه پیش داداشم خواهرزاده‌مو برد اسباب بازی فروشی (من و داداشم و فندوق بودیم) 

داداشم گفت میخوام واسه نانا یه جی بخرم گفتم تو رو بیارم چون تو کوچیکی بهتر میدونی کدومو بخرم (الکی گفته بود داداشم . میخواست واسه فندوق بخره) 😍

اونم ازین آشپزخونه‌ها که بزرگن و ظرفشویی داره که آبم توش درجانه رو انتخاب کرد . بیرون که اومدیم با شوق و یه حسرت بچه‌گونه بهم گفت خاله پولامو جمع میکنم میام میخرم خیلی دوسش دارم (الان گریه‌م گرفت با یادآوری حرفش . پدر خوبی نداره) 

داداشم چند روز بعد رفت اونو خرید کادو کرد اومد خونه‌مون . فندوق اصصصصصصلا باورش نمیشد که ممکنه اون آشپزخونه رو خریده باشه 

از خوشحالی گریه‌ش داشت درمیومد جلوی ما خجالت کشید گریه کنه 😄😄😄😄😍🤗🤗🤗🤗🤗

ینی انقدر این بچه با فهم و شعور و با درکِ که باورت نمیشه فیلی 

اسمش غزله

به الف به الف ، الف الله / الف اَلَّه يا هو / هُوَ حَى هُوَ حق هُوَ مولا / هُوَ مولانا هو / يا من لَيسَ اِلّا هو / اَللّهو اَللّهو ...
😓 همون رمز همیشگی ... https://s16.picofile.com/file/8418457668/عکسا_فقط_نیگات_میکنن_.m4a.html

من که رمز ندالم😢

الهی ..تو پناهی .. پروردگارا  قسمت میدم به بزرگی و مهربانی خودت"دامن شونو سبز ،دلا شونو شادو زندگی شون رو غرق خوشبختی کن"الهی امین 
😓 همون رمز همیشگی ... https://s16.picofile.com/file/8418457668/عکسا_فقط_نیگات_میکنن_.m4a.html

😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢

الهی ..تو پناهی .. پروردگارا  قسمت میدم به بزرگی و مهربانی خودت"دامن شونو سبز ،دلا شونو شادو زندگی شون رو غرق خوشبختی کن"الهی امین 
😅😅😅😅😅 حق داری ! منم بخوام ببرم با فرشته میریم حتما 😂😂 ک .... نم پاره میشه بخواد هر چی دست گ ...

بیجججججججججججججور اشک منم دراومد   

الهی عززززیز دلمممممممممممم  

اوری ما چهارتا بچه هستیم داداش کوچیکم با دختر عموم همسن بود دختر عموم تک فرزند و عموم هم وضعش خیلی خوب بود خب بابای منم یه کارگر بود بنده خدا ماها خوب زندگی میکردیم ولی جیجی بیجی زیادی نداشتیم دیگه 

این دختر عموم اونموقع ها ازین تخم مرغ کوچیک شانسیا اومده بود خارجی بود خیلی خوشگل و گرون بود و ما یدونه اشم نگرفته بودیم تااونموقع ، یبار دخترعموم اومد خونمون یه کارتن دستش بود توش پرررررربود ازون عروسکایی که تو تخم مرغا دراورده بود هرررررررچی داداش کوچیکم گفت بده منم بازی کنم نداد اخر شب اینا رفتن من رفتم تو اتاق خواب رختخوابمو بردارم یهو حس کردم از تو کمد دیواری صدا گریه ی خیلی یواش میاد گوشمو چسبوندم دیدم داداش کوچیکمه رفته تو کمد دیواری داره با خودش حرف میزنه و گریه میکنه میگفت من دلم ازون تخم مرغا میخواست چرا صبا یه عالمکه داره من یکی هم ندارم     منو میگی انگار خونه رو کوبیدن تو سرم اوردمش بیرون بغلش کردم هر چی گفتم چرا گریه میکنی به من مستقیم نگفت 

از فرداش هرررررررچی پول تو جیبیه تغذیه مدرسه ام بود چیزی نمیخوردم جمع میکردم برا داداشم تخم مرغ شانسی میخریدم 

آخ که الانم جیگرم کباب میشه ها یادم میفته 


باع...
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز