سلام دوستای گلم, وای ملودی من خودمم خیلی منتظرم برگردم آلمان... اون روز به مادر توبی میگفتم که من به این امید میرم کنیا که باز 3 ماه دیگه برمیگردم.... بدیش اینه که اینجا خیلی ایزوله شدم... چون امنیت هم نیست اصلا و بخاطر بچه ها جایی نمیرم..... حالا دارم البته یه فکرایی میکنم و یه کاری را بصورت پروژه دارم انجام میدم.. تازه استارتش زده شده روی غلطتک که بیوفته زمان هم برام زودتر میگذره. رکسانا جون دیروز توی روزنامه خوندم سون لاو رفته دوسلدورف زندگی کنه... تبریک میگم

..... (میشناسیش که؟ همون سلفیستی که پلیس شریعت را راه انداخت!!) من میدونم اشتوتگارت یه خیابون داره به نام کونیگز اشتراسه که مرکز شهر هست و مرکز خرید و پر از مغازه و .... خیابون قشنگیه من 1 ساعتی اونجا بودم ولی دیگه نمیشناسم شهرو. ساحل جون شورت آموزشی را هم فقط توی نت دیدم.... میخوای ادرسشو بهت بدم ببینی؟ آناهیتا جون لطف داری عزیزم... ببین حرفهای من که خیلی کلیه و فقط تجربیات خودمه.. خب ممکنه یکی دیگه یه تجربه دیگه داشته باشه... کلا به نظر من آدم میخواد بره جایی زندگی کنه باید قبلش یه مسافرت طولانی تر بره ببینه خوشش میاد یا نه.