2777
2789
عنوان

آلمان

| مشاهده متن کامل بحث + 490823 بازدید | 6289 پست
پارمیدا منظورم این بود که این ایراد نیست اگه کمک همسرت هم نقشی داشت، چرا که نه؟ و خیلی باعث افتخاره که تو توی چنین تخصصی که قاعدتا رقابت توش خیلی زیاده توی یه کشور دیگه اینقدر موفق بودی و هستی
ای کاش تا زمانی که من زنده ام ماشین زمان اختراع بشه و منم بتونم از استفاده کنم، باید برگردم به سالها قبل و از یه نَفَر خداحافظی کنم، چون اطمینان دارم جلوی رفتنش رو نمیتونم بگیرم.
إمیلیا من در مورد مهاجرها نبود صحبتم، أهداف دولت های اروپایی مد نظرم بود، اون زمان هم هدف بازسازی خرابه های به جا مونده از جنگ بود، انتظار داشتن کارگران مهمان بعد از کارشون برگردن به کشورشون، اما خب اونطور که انتظار داشتن پیش نرفت و مهاجرها موندگار شدن که خیلی مطابق میل دولت آلمان نبود! حالا هم بخشی از این جریانی که پیش اومده به خاطر جذب مهاجر (نیروبی کار) بیشتره، اما خب ظاهرا میزانش رو نتونستن محدود کنن و این شرایط پیش اومده متاسفانه حرفت کاملا درسته، اغلب به هدف زندگی راحت و در ضمن بدون زحمت راهی اروپا میشن، من نمیخوام کسی رو قضاوت کنم واقعا، به جای هیچ کسی هم نیستم، منتهی به نظرم عجیبه که میبینم بعضی از کسایی که دورادور میشناسم هر نوع تلاشی میکنن که فقط شاغل نباشن و از دولت کمک بگیرن! دوستی در مورد آشنایی میگفت از حالا دنبال پیدا کردن یه پزشکه که بتونه بهش گواهی بده و اداره کار قبول کنه و ایشون مجبور نشه بره سرکار! نمیدونم! دوست هم ندارم قضاوت کنم، ولی خب حیفه که از إمکانات خوب اینجا استفاده نکنن در جهت پیشرفت کردن
ای کاش تا زمانی که من زنده ام ماشین زمان اختراع بشه و منم بتونم از استفاده کنم، باید برگردم به سالها قبل و از یه نَفَر خداحافظی کنم، چون اطمینان دارم جلوی رفتنش رو نمیتونم بگیرم.

بچه‌ها اگه خرید سوپرمارکتی دارین، امروز یه سر به توپ تخفیف دیجی‌کالا بزنین. 😄

هم تخفیف‌های خوبی گذاشته، هم یه کد ۵۰۰ هزار تومانی داره.

کد: TT554

من گفتم اینجا هم بذارم شاید به دردتون بخوره. 🌸

همینطوره مریم جان نمیدونم چرا برای بعضیا اینقدر کار کردن سخته حاضرن به هر تحقیری تن بدن اما زحمت کار کردنو به خودشون ندن. من اتفاقا معتقدم که هدف کشورای اروپایی اصلا جذب نیروی کار نبوده چون اولا در شرایط فعلی نیازی به نیروی کار غیر متخصص نیست و خود کشورای اروپا هم هنوز یه درصدی جمعیت بیکار دارند و دوما اینکه خودشون آمار دقیقی از وضعیت پناهجوهای قبلی دارن و میدونن که اکثرشون هیچوقت کار نخواهند کرد یا مدت کوتاهی کار میکنن و دوباره حقوق بیکاری میگیرن . برای همین من بعید میدونم که دولت با تصور به دست آوردن نیروی کار مرزها رو باز گذاشته باشه من فکر میکنم بیشتر ژست انسان دوستی بود و اینکه تصور این حجم پناهجو رو که یهو از ایران و افغانستان و سوریه سرازیر شد نمیکردن نهایتا فکر میکردن جنگ زده های سوری میان. دیگه حساب زرنگی اونایی که از این فرصت استفاده میکنن رو نکرده بودن و غافلگیر شدن
نظر من به امیلیا نزدیک تر است 😁 راستی مریم جون درباره مهد پرسیده بودی من تجربه هردو نوع یعنی دولتی و نیمه خصوصی را دارم. به نظرم خوب هردوش یه اندازه خوبه. تنها چیزی که در مهدهای خصوصی و نیمه خصوصی به نظرم بهتره، اینه که تعداد بچه ها کلا کمتره. مهد میلان اینها کلا 50 تا بچه هستن. البته وسایل هم همه نو و جدید تره. مهد اولی آرین مهد دانشگاه من بود و از اون هم راضی بودم ولی 100 تا بچه داشتن و البته نو ساز و خوب بود ولی خب شلوغ لود. هم گروه ها و هم کلا. الان این مهدمون چون بهمون نزدیک تره ترجیح میدم. یه مهد دیگه هم هست دولتی جدید زدن اون هم عالیه. جندباری وسوسه شدم مهدش رت عوض کنم چون اون توی کانسپتش هست که بچه ها توی هر هوایی حتما بیرون میرن. میلان احتیاج به تحرک زیاد داره بچم
در سرزمین قدکوتاهان ,معیارهای سنجش, همیشه بر مدار صفر سفر کرده اند, چرا توقف کنم.         فروغ فرخزاد
ما هم دیشب رفتیم، خیلی بانمک بود
ای کاش تا زمانی که من زنده ام ماشین زمان اختراع بشه و منم بتونم از استفاده کنم، باید برگردم به سالها قبل و از یه نَفَر خداحافظی کنم، چون اطمینان دارم جلوی رفتنش رو نمیتونم بگیرم.
منتهی نمیدونم این چه اخلاقیه بعضی ها دارن، من ناراحت میشم واقعا، حتی در حد شوخی اگه باشه مکس أمینی همینطوری اتفاقی از یه آقایی بین حاضرین اسمش رو پرسید، اون هموطن گرامی هم بلند گفت :" سرورت ..." مثلا علی یا أفشین یادم نیست، ولی احساس کردم چقدر این نوع اصطلاحات بد هستن، فکر کنید توی زبان آلمانی کسی اینطور جواب بده! چی بگم؟! تازه دیشب حضار اغلب تحصیل کرده و یا در حال تحصیل بودن! عجیبه
ای کاش تا زمانی که من زنده ام ماشین زمان اختراع بشه و منم بتونم از استفاده کنم، باید برگردم به سالها قبل و از یه نَفَر خداحافظی کنم، چون اطمینان دارم جلوی رفتنش رو نمیتونم بگیرم.
مریم باور میکنی شبی که ما رفتیم مکس امینی با یه یکی یه شوخی کرد مثل همیشه که با ملت شوخی میکنه.. اقا برگشت به مکس گفت داری گه زیادی میخوری!! باور میکنی؟!! اصلا یه لحظه همه سالن سکوت کردن... دهنهای همه باز مونده بود.. حالگیری کردها! بعد هم مکس را تهدید کرد که من میرم ازت شکایت میکنم... بعد همه اون اقاهه را هو کردن. به خدا من هی میام چیزی نگم و بدبین نباشم ولی آخه نمیشه...بعضی از مردم ما......... چی بگم... واقعا باعث خجالتند! ( خیلی چیزها دلم میخود بگم.. منتهی چون ممکنه سوءبرداشت شه نمی گم) (حالا دور از جون خیلیها) یعنی واقعا باعث میشن آدم یه کاری هم که ربط به فرهنگ و زبان خودش را داره هم با خیال راحت نره و دائم منتظر سوپرایزهای منفی باشه. یعنی چه آخه این حرکات..
در سرزمین قدکوتاهان ,معیارهای سنجش, همیشه بر مدار صفر سفر کرده اند, چرا توقف کنم.         فروغ فرخزاد
واقعا؟! چقدر بد! بی أدب! خب این جریانی که من تعرف کردم در مقایسه با أین هیچی نبوده پس! عجب آدمی بوده! بیچاره مکس امینی! خوبه باز کسانیکه توی این حرفه هستن ظرفیت بالایی دارن چون با آدم های جور و واجوری برخورد میکنن، ولی خیلی بد بوده! البته از برلین خیلی تعریف کرد
ای کاش تا زمانی که من زنده ام ماشین زمان اختراع بشه و منم بتونم از استفاده کنم، باید برگردم به سالها قبل و از یه نَفَر خداحافظی کنم، چون اطمینان دارم جلوی رفتنش رو نمیتونم بگیرم.
در مورد مینا چیزی نگفت؟ 😂😂


مکس اول از اون آقا اسمش را پرسید اقامه گفت من اسمم میناست. آره خیلی خوب جمعش کرد طفلی... اول پرسید جان؟ باورش نمیشد یکی باهاش اینطور حرف زده باشه... بعد اقاهه دوباره حرفشو تکرار کرد 😶😶😶
در سرزمین قدکوتاهان ,معیارهای سنجش, همیشه بر مدار صفر سفر کرده اند, چرا توقف کنم.         فروغ فرخزاد
خیلی ناراحت شدم، طرف بسیار بی جنبه بوده! خب چنین آدمی اصلا نباید بره توی اینطور برنامه ها! حیوونی مکس امینی! نه وارد جزئیات نشد، واقعا اسمش مینا بود؟
ای کاش تا زمانی که من زنده ام ماشین زمان اختراع بشه و منم بتونم از استفاده کنم، باید برگردم به سالها قبل و از یه نَفَر خداحافظی کنم، چون اطمینان دارم جلوی رفتنش رو نمیتونم بگیرم.
نه مریم الکی گفت. اولین نفر هم نبود که اسمشو می پرسید. مکس بهش انگار گفت پارسال جای شما وزیر امور خارجه المان با خانم ایرانیش نشسته بود و فارسی هم عالی صحبت می کرد و ما هم هی بهش گیر دادیم.... حالا شما اینجا نشستی چرا اینقدر اخم کردی؟ هی منتظر جواب بود.. اقا یبس نشسته بود.. هییییچ حرکتی نمی کرد .... بعد پرسید اسمت چیه؟ گفت مینا. گفت مینا جون شغلت چیه؟ گفت بیکارم.... بعد مکس گفت خب منم از ج ا برام پول می فرستادن بیکار بودم...... بعد یهو گفت دیگه داری گه زیادی میخوری ها.. میرم ازت شکایت میکنم. تازه میگفت من برم ازت شکایت کنم این همه شاهد دارم که تو به من تهمت زدی..... بعد همه هوش کردن. ردیف دوم هم نشسته بودن... ما ردیف چهارم بودیم قشنگ میدیدیم میمیکش را .. بد اخلاااااااااق.... بلند هم نمیشد بره, اینهمه شاهدهاش کنفش کردن ... برام عجیب بود. فکر کنم مال سفارتی چیزی بود.. البته خانمی که همراهش بود بی حجاب بود. ولی آخر آخرش مکس گفت من فقط یه کمدین هستم نه به فلسفه کار دارم, نه به مذهب و نه به سیاست. طفلک.
در سرزمین قدکوتاهان ,معیارهای سنجش, همیشه بر مدار صفر سفر کرده اند, چرا توقف کنم.         فروغ فرخزاد
😔
ای کاش تا زمانی که من زنده ام ماشین زمان اختراع بشه و منم بتونم از استفاده کنم، باید برگردم به سالها قبل و از یه نَفَر خداحافظی کنم، چون اطمینان دارم جلوی رفتنش رو نمیتونم بگیرم.
سلام چه خوب پاریمدا جون که اینقده با حوصله به سوالات تکراری جواب میدی امیدوارم این تاپیک تعطیل نشه و همیشه پابرجا بمونه
اهل بهشت بر چیزی از مالهای دنیا پشیمان نمیشوند ( حسرت نمیخورند ) مگر بر آن ساعتی که در دنیا بر آنان گذشت و به یاد خدا نبودند. حضرت محمد (ص)
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز