2777
2789
عنوان

!!!!no sobject!!!! :-)

| مشاهده متن کامل بحث + 1026 بازدید | 95 پست
ﺩﯾﺸﺐ ﻣﺪﯾﺮ ﺳﺎﺧﺘﻤﻮﻥ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺩﻡِ ﺩﺭِ
ﺧﻮﻧﻪ،
ﺑﺎ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﮐﺎﺭ ﺩﺍﺷﺖ!ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺭﻓﺖ ﺟﻠﻮﯼ
ﺩﺭ،ﻣﻨﻢ ﺻﺪﺍﯼ ﺁﻫﻨﮕﻮ ﺯﯾﺎﺩ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ!
ﯾﻬﻮ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺩﺍﺩ ﺯﺩ:
ﺍﻭﻥ ﻻﻣﺼﺒﻮ ﺧﻔﻪ ﺵ ﮐﻦ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﺍﯾﻦ ﭼﻪ
زری میزنه ﺁﺧﻪ!
من((((((:
ﺑﺎﺑﺎﻡ :|

ﻣﺪﯾﺮ :|

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   


داره رعدوبرق میزنه مامانم میخواد بره پشت بوم لباسارو جمع کنه..
میگه وای چه رعدو برقی نکنه برق بگیرتم تو پاشو برو
من :|
مامانم :)
خواهرم :O

من سره راهیم میدونم :(
فک و فامیله داریم؟
نشسته بودم یه هو مامانم از آشپزخونه اومد، بی مقدمه شروع کرد درباره فلفل صحبت کردن که: میدونستی فلفل لاغر میکنه و ضد سرطانه؛ بعد نشست دو ساعت از خاطرات گذشتش و غذاهای خوشمزه و پر فلفل عمه اش حرف زد
آخرش معلوم شد فلفل از دستش در رفته، ریخته تو (شاممون).
ینی همچین مامان توجیه کننده ای دارم من!!!!
یارو صبح میره مغازه و کرکره رو بالا میکشه و میگه بسم الله رحمان الرحیم وارد
میشه بعدش میبینه همه مغازه رو خالی کردن !!! کرکره رو میکشه پایین و
میگه صدق الله علی العظیم.
برای موفقیت آرزو نکنید،تلاش کنید.



آپلود عکس







یه دخترخاله شیطون دارم4 سالشه تازه رفته مهد، خیلیم زبون درازه، با بابای منم خیلی جوره

اومده بود خونمون بابام داشت یکی از اون شعرای قدیمی و بچگونه رو واسش میخوند و شکلک درمیاورد!

دختر ورپریده ام نه گذاشت نه ورداشت وسط جمع داد زد: ااااااااه این شعرای بی مزه رو کی بهت یاد داده عمو؟!!! به مامانت بگو اسمت بنویسه مهد!!!!!!

بابام: :/ ...
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108