بچه بودم اومد تو زندگیم دوسش نداشتم اما اون میگفت عاشقمه کاری کرد ک عاشقش بشموقتی عاشقش شدم اون سرد شد سرد شد و سردتر از سرد کم کم خیانتاش شروع شد اما من عاشقش بودم بخشیدمش براش جنگیدم بعد رفت سراغ مواد و دوباره خیانت بهش گفتم بین منو مواد یکیو انتخاب کن مطمئن بودم منو انتخاب میکنه اما اون دیگ راهشو انتخاب کرده بود از من گذشت و با مادرش تمام بلا های دنیا رو سرم اورد اما من هنوز عاشقشم احمق ترین ادم دنیا شاید منم....