ترم اول رفتم دانشگاه خیلی با پرستیژ و شیک
بعد بهم گفت برو تو تابلو اعلانات برنامه رو زدیم
رفتم دیدم گفتم آره خور بود لطفا بهم بدین ببرم نشون مامانم بدم😂😂😂😂😂😂😁😁😁😁😂😂😂😂😂😂😁😁😁😁😁😂😁😂😁😂
باز صبح روز بعد رفتم گفتم کلاس کجا برگزار میشه گفت ساختمان مجاور.......
کلی دور زدم دنبال ی اسمی یا کلاسی ک نوشته شده باشه مجاور. مث سالن کنفراس یا اجتماعات😂😂😂😂😂
آخر پیدا نکردم رفتم گفتم کنفراس. اجتماعات.و.... پیدا کردم مجاور پیدا نکردم
اومد دستمو گرفت برد لب پنجره ی ساختمان نشونم داد گفت سالن مجاور یعنی رو ب رو😂😂😂😂😁
نمیدونم باز با چ رویی رفتم🙄
خلاصه نگم برات تا آخر دانشگاه همین بود اوضاع😂😂😂😁😉🤭